تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

امروز عید غدیر است
اما چرا عید؟
چرا این روز را جشن میگیریم؟
چرا فقط ما شیعیان این روز را جشن میگیریم؟
امروز همانقدر که روز جشن است روز ناراحتی هم هست.
روز پشیمانی
روز بدبخت شدن
چرا که امروز روز جدایی حق از باطل است...
پیامبر گفت پس از من امتم 73 فرقه میشود که فقط یکی از این فرقه ها بهشت را می بیند
و کیست که نداند این فرقه ، فرقه ی علی و فرزندانش و شیعیانشان است؟
اما علی کیست؟
چرا علی حق و باطل را از هم جدا کرد؟
چرا علی قسیم النار و الجنه (تقسیم کننده بهشت و جهنم) است؟
علی خطیست در میانه ی تاریخ
میانه ی آفرینش
دو گروه مخلوق بیشتر نداریم : شیعه علی و دشمن علی
نیست کسی که نسبت به علی بی تفاوت باشد
می گویند حسین تا ابد خطی میان حق و باطل کشید
اما چه کسانی حسین را کشتند؟
کسانی که از پدرش علی کینه در دل داشتند
آری! جرم حسین ، پسر علی بودن بود!
علی کیست؟
علی کیست؟
علی کیست؟
این را باید مدام از خود بپرسیم که علی که بود؟
مگر چه کرده بود؟
چه روشی برای زندگی اش در نظر گرفته بود که ما شیعیان باید این روش را مشایعت کنیم؟
شناخت علی چالش اصلی مردم جهان به خصوص ما شیعیان است
از شناخت علی به شناخت خدا میرسیم
روزت مبارک ای علی...
ای که قبل از آفرینش هم سرت دعوا بود...



برچسب ها : علی کیست؟ , شناخت علی , عید غدیر , پست ویژه عید غدیر ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام به همگی.

ما الان سالهاست درگیر فساد مالی تو کشورمون هستیم و از هر سمتی میایم جمعش کنیم یه ور دیگه از دستمون در میره. روزگاری بود هم همین مملکت کمتر کسی به مخیله ش میرسید رشوه بده و رشوه بگیره. ننگ میدونستیم برای خودمون. از بابا ها و بابا بزرگ هاتون اگه بپرسید بهتون میگن. نمیگم نبود ، اما خیلی کم بود و فضای عمومی جامعه از این چیزا نفرت داشت. چرا؟ چون به یه چیزی معتقد بود به نام دین که جلوی کثافت کاریهاشو چه به لحاظ اخلاقی و چه به لحاظ مالی میگرفت. این زمانی که میگم میشه طول دوران دفاع مقدس و چند سال بعد از اتمامش. وقتی که کشور افتاد رو دور سازندگی و میخواست خرابی های جنگ رو جبران کنه (که هنوز هم نتونسته) بانک ها به کمک کار آفرینان و ساختمان سازان و ... رفتن و شروع کردن به دادن وام های هنگفت با بهره پایین و در همین حال آریایی های غیور و البته خود زرنگ پندار ، لقب همیشه حاضر در صحنه رو هم از آن خودشون کردن و شروع کردن به وام گرفتن!

میومدن وام میگرفتن برای ساخت کارخونه مثلا فکر کنید 100 میلیون تومن. بعد میرفتن تو بیابون برهوت دو هکتار زمین میخریدن و دورش دیوار میکشدن و دوتا سوله هم میزدن میشد 10 میلیون تومن! بعدم یه مشکلی از تو جیبشون در میاوردن و میذاشتن سر راه ساخت کارخونه و کارو میخوابوندن و با اون پول میرفتن خارج سرمایه گذاری میکردن یا بساز بفروش میشدن و یک شبه "مایه دار"میشدن! بعضیهاشون کارخونه رو هم میساختن و بعد میرفتن دستگاه های 50 سال پیش آلمانی و روسیه ای رو میگرفتن میذاشتن اونجا و یه خط تولید فکسنی راه مینداختن و باز هم با بقیه پول ، به سمت مدت "مایه داری" پیش میرفتن.

به همین صورت درصد کوچیکی از جمعیت ، ثروتش به شکل قارچ گونه ای زیاد شد اما فقط وام نبود! حفره ها در بروکراسی پیدا شد یا بعضا ساخته شد و همچنین کانال های صادرات و واردات کشور به شکل انحصاری در اومد و صنف های مختلف شروع کردن به قدرت گرفتن. کار به اینجا کشید که مثلا واردات یه جنس خاص انحصاری دست یه نفر بود. اگه یه نفر عادی خارج از چهارچوب این آدم میخواست اون جنس رو وارد کنه یا باید حق و حساب این عزیز رو پرداخت میکرد یا کشتیش تو دریا غرق میشد (اخبار موثق دارم که میگم. برای یه آشنای دور این اتفاق افتاده)

به همین صورت افراد و یا شرکت های خاصی شروع کردن به قدرت گرفتن و به همین نسبت ، مردم هم شروع کردن به فقیر شدن و تورم رفت بالا. مردم زندگی یه عده ای رو می دیدن و حسرت میخوردن و پیش خودشون میگفتن چرا فلانی داشته باشه من نداشته باشم؟ اینجا دو جور استراتژی مطرح شد که هر دو در نهایت به یک نقطه منتهی میشدن. اولین استراتژی ، استراتژی دوستانه بود که میگفت "یه سفره س دور هم داریم میخوریم دیگه" و استراتژی دوم که خوی انتقامی داشت میگفت "اگه نخوری میخورنت پس تو هم زرنگ باش و ازشون بکن" نتیجه ی هردو این شد که رشوه دادن و رشوه گرفتن اومد تو بطن جامعه و تا جایی پیش رفت که به یه امر عادی و در بعضی موارد واجب تبدیل شد. امام علی(ع) میگه وقتی از یک در فقر بیاد ، ایمان از در دیگه خارج میشه.

وقتی بی عدالتی تو جامعه رواج پیدا کرد و عده ای با خوردن حق بقیه به نون و نوا رسیدن و خونه و ماشین های آنچنانی گیرشون اومد ، قشر پایین تر جامعه می بینه از نظر مالی نسبت به اونا کمبود داره و همین میشه که دینو میذاره کنار و میره توی "بیزینس"! کار به جایی میرسه که پزشک مملکت برای انجام یه عمل و نجات جون یه هم نوعش ، تا سه چهار برابر هزینه خود عمل رو "زیر میزی"نگیره هیچ کاری برات نمیکنه. توی اداره ها تای لای پرونده ت شیرینی نذاری امضا نمیخوره که! باید از این اتاق شوت شی اون اتاق! شرایط انقد برات سخت میشه که اصلا نمیتونی پول حروم رو وارد زندگیت نکنی. بعد جمله هایی مثل این وارد ادبیاتمون شد : "ای آقا پول حروم کجا بود؟ ببر بخور نوش جونت! ار شیر مادر حلالتره! این پول حق توئه! و خیلی جمله های دیگه که مطمئنم تو ذهن خودتونم هست.

بعد چی میشه حالا؟ نسلی به وجود میان که بهشون میگن آقا زاده! پولشون از پارو بالا میره. ماشینی سوار میشن که من و امثال من فقط تو مجله ماشین می دیدیم. تفریحاتی میکنن که تو فیلم های دی کاپریو و بعضا امریکن پای دیدیم! انگار راز بقا رو فقط اونا بلدن و ما وصله های ناجوری هستیم که کم کم باید جبر نابودی رو بپذیریم و تسلیم شیم. واقعا هم داره به همین سو پیش میره. یه آدمی مثل من که الان داره درس میخونه و با کار نیمه وقت یا اصلا تمام وقتش داره ماهی 600-700 تومن در میاره چه حقی برای زندگی داره؟ این جوون میخواد خونه بخره؟ بخدا که به گور پدرش خندیده بخواد همچین غلط گنده تر از دهنش بکنه. چند سال باید کار کنه تا بتونه تو یکی از محله های معمولی تهران یه خونه ی نقلی بخره اونم متری 5 میلیون تومن؟ تازه مگه قیمت خونه ثابت میمونه؟ این جوون ازدواج میکنه؟ نه مرسی! یا اگر هم بکنه سنش میره بالا. ازدواج نکنه چی میشه؟ میل جنسی داره یا نه؟ چیکارش میکنه؟ دختری که بدون شوهر میمونه میل جنسیشو چیکار میکنه؟ بازم امام علی(ع) : سن ازدواج که بره بالا ، فساد و فحشا تو جامعه زیاد میشه.

حالا بازم آدم به هر زوری شده اینا رو تحمل میکنه همینطور که بچه های سالم نسل من و قبل من دارن تحمل میکنن و زیر بار هزار قرض و با چند شیفت کاری و سگ دو زدن و مسافر کشی دارن زندگی میکنن. چیزی که نمیشه تحمل کرد پررو بازیه. اینه که اون اقلیت مایه دار بیان بزنن تو سر توی اکثریت بدبخت بیچاره و بهت فخر بفروشن. تو فیسبوک پیج درست کردن به اسم بچه پولدار های تهران / Rich Kids of Tehran. میری می بینی یه بچه بالا شهری توی مازراتیش عکس گرفته آپلود کرده و به ریش من و تو میخنده. می بینی دختر و پسر دارن توی پارتی میرقصن و اصلا کسی به اندازه پشگل هم واسه تو و مشکلاتت ارزش قائل نیست. می بینی پسر و دختر رفتن با ناجور ترین لباس ها تو بغل هم و توی استخر حیاط پشتیشون که اندازه کل خونه ی ماست و از "pool party" شون عکس گرفتن و گذاشتن اونجا و چقدر "happy" دارن به دوربین نگاه میکنن... 

و دردناک اینجاست که میدونی اون پول مال توئه! مال بابای بدبخت توئه که داره صبح تا شب جون میکنه و تا تو احساس کمبود نداشته باشی! مال فامیلاته که میری خونه شون با بد بختی یه مرغ میذارن جلوت که حفظ آبرو شه! مال توئه که یه ماشین از خودت نداری! چرا؟ چون بابای اون سمند رو داره بهت میده 40 میلیون! پراید رو میده 18 میلیون! همون پرایدی که با 3 میلیون تومن میخواست بفروشه به افغانستان و افغانستان به خاطر ایمنی پایین نخریدش! همون سمندی که 3 تا 5 میلیون به سوریه و جمهوری آذربایجان صادر میشه! بابا ما مشکلی نداریم که! من به شخصه مخلص تمام مردم افغانستان ، پاکستان ، عراق ، سوریه ، آذربایجان و مخصوصا فلسطین هستم و خوشحالم داریم جنس رو به قیمت حقیقی بهشون میدیم اما نامردا چرا از خودمون دزدی میکنید؟ اون بنز که زیر پای توی مفت خوره مال اون کشاورزیه که میوه رو سر مزرعه ازش میخری کیلویی 200 تومن و میاری تو بازار تجریش میفروشی کیلویی 4700 تومن!

تاریخ تکرار میشه. قرار نیست دقیقا به همین شکل باشه و همون افراد بیان. شما باید دیدتون رو عمیق کنید و مشخصه های مشترک رو بشناسید. اون موقع س که می بینید تا حالا بارها شمر و یزید و فرعون و از اون طرف امثال سلمان فارسی و بحریای راحب اومدن و رفتن و بازم میان. الانم شاهد ظهور مجدد قارون هستیم. (بحث از اینجا به بعد کاملا قرآنیه) قارونی که ثروتش رو خود خدا بهش داد ولی قارون خمس و زکاتشو پرداخت نکرد. قارون عشق تو چشم بودن داشت. میومد گنج هاشو بار شتر میکرد و کلید گنجهاشو میداد براش حمل کنن و از تو شهر رد میکرد و جیگر مردمشو آتیش میزد. آخرش هم به حضرت موسی تهمت زنا با زن فاحشه میزنه تا آبروشو ببره! این آیه در مورد قارون اومده : ان الله لا یحب الفرحین

این آیه یعنی چی؟ یعنی خدا آدمای شاد رو دوست نداره؟ نه دیگه! ترجمه های بد و بدون تفسیر از قرآن موجب سو برداشت میشه و هرکسی به راست شکم خودش هر تاویلی دوست داره میاره و آیاتی که خدا فرستاده به میل خودش تعبیر میکنه. این به این معنی نیست که خدا ادمای شاد رو دوست نداره یا اینکه خدا و اسلام با شاد بودن مشکل دارن! این آیه یعنی خدا آدمای الکی خوش رو دوست نداره. آدم الکی که خوش که مصداقش قارون و قارونی ها باشن یعنی چی؟ یعنی افرادی که به مشکلات مردم فکر نمیکنن و براشون مهم نیست و فقط الکی شادن. خوردن حق بقیه یا حداقل سوزوندن دل بقیه براشون اهمیتی نداره.

حالا میدونید فرق اینا با قارون چیه؟ قارون شرف داشت به اینا! قارون یه بنی اسرائیلی بود و ثروتش رو از طریق کندن از مصری ها بدست آورد. اونم اینطوری بود که میدونست قراره سر مصریا عذاب بیاد و رفت هرچی گندم تو مصر وجود داشت رو خرید. عذاب (ملخ) که اومد ، گندم های مصری ها رو از بین برد و مال بنی اسرائیلی ها سالم موند. قارون هم رفت برنامه رو با فرعون بست و گفت به ازای هر کاسه گندم ، یه کاسه طلا میخوام و این شد که پولدار شد. از غریبه دزدی کرده اصلا نوش جونش. این حروم لقمه ها دارن از خودمون دزدی میکنن آخه...

خدا به دادتون برسه روزی که باید جواب ریال به ریال حق مسلمون هایی رو خوردید جواب بدید. اون موقع جالب میشه! واقعا جالب میشه! زمانی که Pool party جای خودشو میده به Lava party واقعا دیدنیه!

شما ها رو نمیدونم ولی من اگه بمیرمم پول حروم وارد زندگیم نمیکنم. نه رشوه میدم نه رشوه میگیرم. نه سبیل کسی رو چرب میکنم نه لای پروندم شیرینی میذارم. پیامبر (ص) : رشوه دهنده و رشوه گیرنده هردو در آتش هستند. حالا یا نعوذ با الله پیامبر دروغگوئه یا در آتش هستند. پیامبر که قطعا دروغگو نیست پس قطعا در آتش هستن! اگه نتونم خونه بگیرم اگه نتونم ماشین بگیرم اگه معیار های مالی لازم رو برای ازدواج نداشته باشم ، فدای سرم. حاضرم تا آخر عمرم تنها بمونم و لحظه ای توی این ازدواج های ذلت بار نباشم. البته که مشکل مالی بهونه برای ازدواج نکردن نیست. امام صادق (ع) : هرکه به علت مشکل مالی ازدواج نکند ، به خداوند بد گمان است.

اما کسی هم نگفته حتما مجبوری با هر شرایطی ازدواج کنی. ازدواج کنم که تا خرخره برم زیر قرض و قسط و وام و دو سه شیفت کار کردن و آخرشم شرمنده زن و بچه بشم و غرغر بشنوم؟ نه مرسی!

تهوع عبارتیست عاجز از بیان آنچه بعد از دیدن این عکس ها ، از گلوی آدم بالا و پایین میرود...!




برچسب ها : بچه های پولدار تهران , پیج بچه های پولدار تهران , واکنش ها به پیج بچه های پولدار تهران , بچه های پولدار تهران از کجا پول آوردن؟ , عکس های لو رفته از پیج بچه های پولدار تهران , عکس های پارتی بچه های پولدار تهران , کافه جوان ,
دسته بندی : پروژه بیداری , کافه اجتماعی ,
سلام به همگی.
امیدوارم سال تحصیلی خوبی رو پیش رو داشته باشید و دوست های جدیدی پیدا کنید.
یادمه وقتی دبیرستان بودیم و هر روز میرفتیم مدرسه و با بچه های کلاس یه جورایی اخت شده بودیم ، معلم ها میگفتن زیاد به این دوستی و آینده ش دلخوش نباشین. چون وقتی میرین دانشگاه دیگه همدیگه رو نمی بینین و مسیر زندگیتون عوض میشه. ما طبق معمول میگفتیم زر میزنه بابا ما عمرا جدا نمیشیم و از این حرفا. ولی حالا که خودم به این سن رسیدم می بینم که حرفشون بیراه نبوده.

همیشه تفاوت بوده بین دوست قدیمی و دوست جدید. اصلا میزان صمیمیت رو با قدمت دوستی میسنجیدن تا اینکه به من ثابت شد لزوما هم اینطور نیست. الان ما خومون یه گروهیم که از قدیم با همیم و هم مدرسه ای و همسایه و غیره بودیم و هر چند شب یه بار دور هم جمع میشدیم. به خصوص من و منصور. هرشب و هر روز در ارتباط بودیم و هر حرفی داشتیم با هم میزدیم و از اتفاقات زندگی هم خبر داشتیم. مثلا هم خیلی صمیمی و مچ بودیم اما الان دو ساله که جریان عوض شده. جمع مون حتی جمع دو نفره ی ما ، به جای درد و دل و خنده و دوستی و احترام ، پر شده از توهین و مسخره کردن و تخریب شخصیت و حرفای نیش دار. دو سه ماه پیش هم همگی به این نتیجه رسیده بودیم که جمع مون داره خراب میشه و اول فکر کردیم به خاطر یکی از اعضاست ولی وقتی اونو هم کنار گذاشتیم و چند سری بیرون رفتیم باز هم همون آش و همون کاسه بود.

الان خیلی وقته دیگه مثل سابق خوش نمیگذره و این دوستی ها و بیرون رفتن ها حالت رو در وایسی و رفع تکلیف پیدا کرده. طرز فکرا عوض شده و مسیر های زندگی هر کدوممون راه جدایی رو در پیش گرفته. اما بازم معتقدم طرز فکر یا مسیر زندگی متفاوت اونقدر روی دوستی تاثیر نداره. اون چیزی که بین ما رو خراب کرده کمبود و در مواقعی نبود احترام به شخصیت ها و طرز فکر هاست. گروه ما جایی شده که برای اعتقاد و سلیقه ت فحش میخوری و مسخره میشی! بارها شده خواستم همه چیو بذارم کنار و بی خیال شم اما حرمت نون و نمک و مدت رفاقت بهم اجازه نداده. چند بار شد که سعی کردم تغییر رو از خودم شروع کنم و با رفتار درست به بقیه یاد بدم که باید چیکار کنن اما رفتار ها به قدری بد بود که خون من به جوش میومد و خودمم به رفتار اشتباه قبلیم برمیگشتم. 

اصلا رابطه ما خیلی جالب شده! جمع دو نفره یعنی غیبت از بقیه! جمع 3 نفره یعنی متحد شدن دو نفر و تخریب شخصیت و توهین به نفر سوم! جمع 4 نفره یعنی جدا شدن دو به دو و هرکی با بغل دستی خودش غیبت اون دوتا رو بکنه یا حرکت های منفی دیگه بزنه! جمع 5 نفره معمولا میشه اتحاد 3 نفر و تخریب اون دو نفر و جالبه که اون سه نفر متحد تو جمع خودشون یه دو نفر رو تشکیل دادن که نفر سوم رو میکوبه! وای به روزی که یه بنده خدایی تصمیم بگیره باهامون بیاد بیرون! اگه عضو جدید باشه دهنش سرویسه و اگه دوست یا فامیل یکی از اعضا باشه ، دهن اون عضو بدبخت سرویسه چون آبروش جلوی کسی که با خودش آورده میره.

کلا دوستی از یادمون رفته. نمیدونم دنبال چی ایم؟ دنبال اثبات برتریمون به همدیگه؟ دنبال اینکه بگیم کدوممون شاخ تره؟ کی بیشتر میفهمه؟ آقا شما برتر! شما شاخ! شما فهمیده! فقط هم اعتقادات شما درسته و من دائم چرت و پرت میگم! باشه! بکشید بیرون از ما! دیگه خوش نمیگذره. حتی جمع های دو نفره مون. یا خودتون درستش کنید یا تعطیل شه برای اعصاب همه بهتره.

والا! جمعه با یکی از دوستام پاشدیم رفتیم بیرون و حدود 7 ساعت با هم بودیم. ناهار خوردیم بستنی خوردیم کلی پیاده روی کردیم و حرف زدیم و خندیدیم بدون اینکه لحظه ای یکیمون از حرف دیگری ناراحت شه یا بهش بر بخوره یا به اعتقادش توهین شه. اما با این جمع 2 ساعت میریم بیرون از اولش دعواس! سر همه چی! کجا بریم؟ کی ماشین بیاره؟ چی بخوریم؟ اصلا چیزی بخوریم؟ سینما چه فیلمی ببینیم؟ بعد جالبه هرکی هم یه نظر میده که مثلا نظرش جالب نیست یا مناسب اون موقعیت نیست ، به جای مخالفت کردن منتطقی ، فحش و دری وری میشنوه! یه بار نشده یه کار بخوایم بکنیم یه نفرمون بامبول در نیاره. به نظر خودتون جمعش کنیم بهتر نیست؟ 

من آدمی ام که شخصیتم برام مهمه ، عقایدم مهمن ، سلیقه م برام خیلی ارزش داره. حالا چه درسته چه غلط به خودم مربوطه و گه خوریش به کسی نیومده. حالا شما بگو سندی بی جنبه س یا هرچی دیگه. من همینم که هستم و نیازی هم نمی بینم که تغییر کنم. هرکی مشکلی داره و میخواد درباره من اظهار نظر کنه خوش اومده. اگه قراره افراد با هم دوست باشن باید همدیگه رو همونجوری که هستن بپذیرن وگرنه به درد نمیخوره. اگر توی همدیگه مشکلی می بینیم به جای مسخره بازی و سوژه کردنش بهتر نیست بشینیم عین دو تا آدم منطقی حرف بزنیم؟ به جای توهین و تخریب شخصیت؟ آدم دو ساعت با دوستاش میره بیرون خوش بگذرونه و از فضای کسل و یکنواخت داخل خونه بیاد بیرون اما رفیق خودش براش جنگ اعصابی درست میکنه که آرزو میکنه هرگز پاشو اون خراب شده نذاشته بود.

نمیگم رفاقث تعطیل ، نمیگم دیگه بیرون رفتن تعطیل ، بیرونم شاید بریم در آینده ولی من یکی دیگه بهم حال نمیده...

وقتی تو خودتی ، وقتی حالت خرابه ، وقتی دلت گرفته ، وقتی خودت نیستی ، وقتی حواست همش پرته ، یه دوست خوب سعی میکنه از اون فضا درت بیاره ، یه دوست بهتر خودش میاد تو اون فضا ببینه چته آخه؟ حتی اگه نتونه مشکلتو حل کنه پا به پای خودت دپرس میشه و دلش میگیره و یه دوست احمق ازت سوژه پیدا میکنه و تو جمع مسخره ت میکنه.

از من نکن خدافظی!


--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : سندمن , و دیگر هیچ ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
سلام خدمت همه دوستان

اخیرا موجی در شبکه های اجتماعی به خصوص فیسبوک راه افتاده که دارن برای امام خمینی جوک میسازن و ایشون رو مسخره میکنن. من میدونستم همچین روزی قراره بیاد. شما دقت کنید که از کی بود جریان جوک ساختن برای آقای رفسنجانی شروع شد؟ یا برای احمدی نژاد؟ بعد شروع شد مسخره کردن شخصیت های دیگه مثل آیت ا... جنتی و دکتر شریعتی.
موج دکتر شریعتی خیلی قوی بود. اگه دقت کنید هرچی شخصیت ها بزرگتر باشن دشمن روشون قوی تر کار میکنه. مردم ایران هم یه سریشون از روی عمد و خیلی هاشون از روی جهل به این جریان دامن میزنن.

البته این جوک ساختن برای دکتر شریعتی سبب خیر شد چون من و امثال من بلند شدیم رفتیم کتاباشو خوندیم ببینیم این دکتر شریعتی کی بوده که دارن براش جوک میسازن. کتاب هاشو خریدم و خوندم و وقتی با اندیشه هاش آشنا شدم اصلا یه آدم دیگه شدم. بعد شروع کردن برای لقمان حکیم و اون جمله ی ادب از که آموختیش جوک ساختن و اخیرا هم جوکاشون خیلی افتضاح شده بود. از اون طرف هم اون مردک اومد یه جوالدوز به مسلمون ها زد تا به سوزن راضی بشن. بله همون حروم زاده ای رو میگم که برای امام هادی آهنگ خوند. پشت بندش شروع کردن به مسخره کردن پیامبر ها. از یوسف و زلیخا بگیر تا صبر ایوب و عصای موسی و غیره.

من همون موقع گفتم ببینید این جریان کی به امام خمینی میرسه و بعدش به معصومین. حدسم هم درست بود و اول امام خمینی رو زدن و اخیرا هم چند جا شروع کردن به جوک ساختن برای امام باقر (ع).

خوب ببینید اینا دارن از عدم شناخت من و توی ایرانی سو استفاده میکنن و همچنین علاقه ی ما به طنز. طنز بهترین راهه برای شکستن قبه یک شخصیت بزرگ. حالا چه خوب باشه چه بد. مثلا شخصیت اسپارتاکوس برای یونانی ها مقدسه. شما اول کاری بیاید بهش فحش بدید زنده نمیذارنتون. راهش اینه که بیاید قاطی مردمش بشید و کم کم درباره اسپارتاکوس جوک بسازید. بعد از مدتی که مردم رو از نظر احساسی خنثی کردین ، دیگه فحش هم بدین کسی کاری باهاتون نداره و چه بسی عده ای باهاتون همراهی هم بکنن. 

قضیه امام خمینی هم همینه. جوونای نسل الان هیچ اطلاعی از طرز فکر و روش زندگی ایشون ندارن و فکر میکنن امثال من که امام خمینی رو دوست داریم تو مغزمون چرت و پرت پر شده! کاش انقدر بفهمن که اگه همون امام نبود هنوز باید زیر سلطه آمریکا بودیم. هنوز آمریکا و انگلیس تو کشورمون حق کاپیتولاسیون (مصونیت قضایی) داشتن و میومدن تو این کشور آدم میکشتن و به زن ها و دخترامون تجاوز میکردن و ما هم هیچ غلطی نمیتونستیم بکنیم. اونایی که میان از زمان شاه تعریف میکنن در حالی که خودشون هنوز جوجه ان و باباهاشون به زور اون زمانو یادشونه ، میدونن اون موقع سرباز های آمریکایی که در ایران حضور داشتن اضافه حقوق میگرفتن به عنوان حق توحش؟ یعنی ایرانی ها وحشی ان و چون اون سربازا دارن بین یه مشت وحشی خدمت میکنن و جونشون در خطره باید پول بیشتری دریافت کنن! میدونن که یکی از فرماندهان انگلیسی که تو تهران بود به خاطر اینکه سگش گم شده بود و داشت دنبالش میگشت تو تهران آدم کشت؟ جون من و تو به اندازه سگشون براشون ارزش نداره.

ماهواره ها نقش مهمی تو خراب کردن ذهن جوونا دارن. اول اومدن جاهایی مثل بی بی سی فارسی و صدای آمریکا رو درست کردن که مستقیم فحش میداد ولی دیدن مردم به حرفشون گوش نمیکنن. بعدش شبکه هایی مثل من و تو رو درست کردن که اول اومدن بین مردم اعتماد سازی کردن بعدش در قالب طنز و غیره هر خزعبلاتی مد نظرشون بود رو تو ذهن این مردم فرو کردن.

شماهایی که ایرانی هستید و پیامبر در موردتون گفته اگر علم در ثریا باشد مردمانی از سرزمین فارس به آن دست خواهند یافت ، برید یکم تحقیق کنید از جاهای منصف. از جاهایی که بدون قصد و غرض اطلاعات میدن. الکی بازی نخورید تو این جریان ها. اونی که جوک درست میکنه به خدا عاشق چشم و ابروی شما نیست و دلش نمیخواد لبخند رو لب شما ببینه. اون اگه دستش برسه چنان همه مونو تیکه تیکه میکنه که داعش جلوش لنگ میندازه.

اونایی که از جنگ با عراق شاکی ان و میگن خمینی جوون های مملکت رو به فنا داد میدونن همین که الان زنده ان و تو امنیت به سر می برن و به خواهر و مادرشون تجاوز نشده و الان هرکدوم یه خواهر و برادر عراقی ندارن مدیون امام خمینی ان؟

ممکنه من به خاطر این پستم فحش بخورم ، طرد بشم ، توهین بشنوم و انواع انگ ها بهم بچسبه. خیالی نیست. افتخار میکنم به خاطر اعتقادی که بهش ایمان قلبی دارم فحش بخورم ، کتک بخورم و حتی کشته بشم. پیامبر (ص) میگه : حب الوطن من الایمان. یعنی عشق به وطن نشانه ایمان است. اگه مسلمون هم نیستید حداقل ایرانی باشید. امام خمینی شخصیت بزرگ وطن مونه که ایران رو تو جهان به نام خمینی میشناسن. برید بشناسیدش و بدونین چه کارهایی برای کشورمون کرده. حرف های کورکورانه و تقلید طوطی وار از ماهواره ها پشیزی نمی ارزه. منو هم کسی چرت و پرت تو مخم نکرده. خودم تحقیق کردم و به این چیزا رسیدم و به خاطر همین هم تحت هیچ شرایطی نظرم عوض نمیشه. 

موفق باشید

--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : صفات بارز امام , جوک ساختن برای امام خمینی , جوک های صفات بارز امام , جوک و اس ام اس امام خمینی , صفات بارز امام جدید , کافه جوان ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,
سلام!

میخوام به بررسی شرایط این روزهای تیم محبوبم یعنی منچستر یونایتد بپردازم و ببینیم چی شده که تیم به این روز افتاده

همه چیز از خدافظی کردن فرگوسن شروع شد. آخه مرد مومن (یا حالا کافر!) مگه من نگفتم از من نکن خدافظی؟ الان چند ساله من ته پستام میگم از من نکن خدافظی؟ چرا یه درصد احتمال نمیدی شاید یکی از مخاطبام تو باشی؟ خوب مارو کاشتی رفتی ، تنها گذاشتی رفتی!

سرالکس تیم قهرمان رو تحویل مربی ای داد که خودش انتخاب کرده بود یعنی دیوید مویس. اما اون تیم قهرمان یه چیز کم داشت و اونم مربی قهرمانش بود که بلد بود از اون بازیکنا چطوری بازی بگیره! برای مثال آنتونیو والنسیا زیر دست فرگوسن عالی بازی میکرد و این دو سال اخیر فقط منو یاد غلامرضا رضایی میندازه زمانی که تو پرسپولیس بود! فقط توپو میگیره میدوه و تا تو اوت نفرسته ول کن نیست. نه یه سانتر میکنه نه یه حرکت مفید!

دیوید مویس بنده خدا اومد خونه تکونی کنه و بازیکنای مد نظر خودشو بیاره که مسئولای تیم باهاش همکاری نکردن. شاید به همون دلیل بود که تیم قهرمان رو تحویل گرفته بود. اومدن فقط فلینی رو براش گرفتن که با اینکه دوسش دارم اما تو ترکیب یونایتد نتونست خودشو نشون بده. مصدومیت های ناجوری هم که گریبان گیر تیم شده بود از جمله مصدومیت آقا رابین باعث شد فصل رو با رتبه ی 7 تموم کنیم و برای اولین بار از نمیدونم حدود 50 سال پیش تو لیگ قهرمانان نباشیم. مسئولین هم اومدن مویس بنده خدا رو اخراج کردن و لوئیس فن خال که مربی کار بلد و امتحان پس داده ای بود رو آوردن تا هم تیم رو ردیف کنه هم به مربی آینده یعنی رایان گیگز تجربه انتقال بده. 

فن خال هم اومد سر صبر به همه بازیکنا فرصت بازی داد و وقتی همه رو امتحان کرد 19 تا بازیکن رو انداخت بیرون و 7 تا بازیکن خرید که کسی هم شک نکنه! اگر مصدومیت ها دست از سر منچستر وردارن امسال به جرات میتونم بگم یکی از سه خط حمله برتر دنیا مال ماست! 7- دی ماریا + 8 - ماتا + 9 - فالکائو + 10 - رونی + 11 - عدنان و البته 20 - آقا رابین فن پرسی که به شخصه عاشقشم.


 خرید ها عالی بودن ولی مشکل اینجاس که هنوز به جای فردیناند و ویدیچ نتونستیم کسی رو بیاریم که خیالمون از ته زمین راحت باشه. 


الان بعضی وقتا که با ریو حرف میزنم تو فیسبوک بهش میگم مگه من نگفتم از من نکن خدافظی؟ اونم شرمنده میشه و سرشو میندازه پایین. انصافا بازیکنای ما خیلی حاکی و با مرام ان. شما با هر فوتبالیستی توی فیسبوک حرف بزنید تحویلتون نمیگیرن و به قولی ادای مردم تنگ رو در میارن اما من تو زمان برگازاری جام جهانی به طور مستقیم با رابین حرف زدم و خیلی خوشم اومد ازش. همون بازی بود که محروم بود و از سکو ها کارو رو دنبال میکرد! دیدم با گوشی اومده فیسبوک منم رفتم یه سلامی عرض کردم و یه ربعی حرف زدیم. خیلی پسر خوبیه آقا رابین :)

در پایان این قسمت حال کردم یه پوستر از آقا رابین براتون بذارم که حال کنید! از من نکن خدافظی!


--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : سندمن , سندمن و رابین فن پرسی , تحلیل های سندمن , سایت رسمی سندمن , sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
نمیدونم چجوری شده ها
شاید به خاطر اینه...
شاید هم به خاطر اونه...
ولی دارم سایت خودمو تند و تند آپدیت میکنم اما برای کافه که میخوام بنویسم قلمم خشک میشه
آخه چرا؟
مشکلت چیه با ما؟
چرا بدی؟
وای بد شده با من چون از حد و مرز رد شده کارم
یه چیزایی میگه که انگار جنگ شده واقعا
چرا بدی؟ چرا بدی؟ چرا بدی؟

(سندمن در حال تدارک جنگ)

--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : سندمن , سایت رسمی سندمن , sandman.ir , www.sandman.ir , sandman , کافه جوان , سندمن و عمو سهراب ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
سلام

و اما Universe ..!
این Universe که میگن چیه؟
چیکار میکنه؟

نزدیک ترین ترجمه فارسی کلمه Universe میشه همون کائنات. اما خود کائنات کلمه مبهمیه و مشخص نمیکنه چه چیزایی جزوشن. آیا پدیده های دست ساز جزو کائنات حساب میشن یا نه؟ Universe در معنی توضیحی میشه آنچه دنیای اطراف ما را میسازد یا خود دنیا. خوب دنیا چیه؟ کسی میتونه به این سوال جواب بده؟

آیا دنیا همین کره زمین ماست؟ کره های دیگه هم توش هستن؟ منظومه شمسیه؟ یا کهکشان راه شیریه که توش هزاران منظومه وجود داره و خودش یکی از میلیارد ها کهکشان موجود توی فضاس؟ آیا فقط همین فضا وجود داره یا فضا های دیگه هم هست؟ اصلا خود فضا زیر مجموعه چیه؟ آسمان اول؟ همون آسمان اول که کوچکترین مرتبه آسمان هاست؟ طبق ادیان الهی ما 7 طبقه آسمان داریم ولی آیا همه این آسمان ها فیزیکی و قابل دیدن هستن؟ مثلا وقتی از طبقه اول بری طبقه دوم با چی مواجه میشی؟ از دوم به سوم چی؟ تو طبقه ششم که یکی مونده تا عرش الهی چه خبره؟ عرش الهی خودش چیه که همه اینا میشن زیر مجموعه ی اون؟

احساس ریز و کوچیک بودن نکردید تو این Universe؟  دغدغه هاتون به نظرتون کوچیک نیومد؟ حالا سوال اینه که نقش ما تو این دنیا چیه؟ ما که در برابر این همه بزرگی هیچی و دقیقا هیچی نیستیم و در نگاه کلی اصلا به حساب نمیایم چه تاثیری تو Universe داریم؟ اگه به فرض بیایم نسبت ها رو ملموس کنیم اینطور میشه که یه کره زمین داریم ، یه قاره آسیا ، یه خاور میانه ، یه ایران ، یه استان توی ایران ، یه شهر توی اون استان ، یه منطقه تو اون شهر ، یه محله تو اون منطقه ، یه خیابون تو اون محله ، یه کوچه تو اون خیابون ، یه ساختمون تو اون کوچه ، یه واحد از اون ساختمون ، یه اتاق از اون واحد ، یه دیوار از اون اتاق و یه آجر از اون دیوار. این آجر میشه انسان. اما خود انسان از چی تشکیل شده؟ دقیقا مثل آجر از خاک اما چه فرقی با آجر داره؟

ادامه دارد...

--------------------------------------------------------------------------------

بیشتر بخوانید در : سایت رسمی سندمن -- WWW.SANDMAN.IR



برچسب ها : Universe , what is he universe? , سندمن , سایت رسمی سندمن افتتاح شد , sandman.ir ,
دسته بندی : پروژه بیداری ,

سلام

به نظر میاد از جمله کسانی که منو خوب شناختن و خشم منو درک کردن مدیران میهن بلاگ هستن. بعضا در جریان هستید و بعضا هم در جریان نیستید که دلیل کم پیدا بودن اخیر من تو کافه ، مشغول بودنم برای درست کردن سایت رسمی سندمن بود.  اونم مثل کافه جوان رو پلت فرم همین میهن بلاگه. میتونستم براش هاست بخرم و از طریق وردپرس کارو پیش ببرم اما به دلایلی بی خیال قضیه شدم. یکیش اینه که تو این چند سال من و منصور همه سیستم های وبلاگ دهی رو امتحان کردیم و آخرش رسیدیم به میهن بلاگ که از همه خدماتش کامل تر بود و کاربر پسند تر. جا داره این وسط یادی هم از عمه علیرضا شیرازی هم بکنیم که خیلی ما رو اذیت کرد و ما هم همچنین!

حالا دلیل شاکی بودنم تو پست قبلی این بود که من بلند شدم رفتم از گرون ترین سایت ایران دامنه خریدم برای اینکه یه موقع قطع و وصلی نداشته باشه و جاش مطمئن باشه. بعد اومدم  متصلش کنم دیدم یه بی شرف از خدا بی خبری ورداشته دامنه رو بدون پشتوانه متصل کرده به وبلاگ خودش!

یعنی دامنه رو من خریدما! کلیدش دست منه! بعد اون همینطوری خیاری ورداشته دامنه رو استفاده کرده. من اومدم هرچی میزنم می نویسه آدرس تکراری است و توسط وبلاگ دیگری ثبت شده است! من میگم خدایا این دامنه رو که من 4 روزه خریدم مال منه چجوری یکی دیگه ثبت کرده؟ این شد که اومدم تو کافه شاکی بازی در آوردم و بعدش هم یه ایمیل دادم به پشتیبانی میهن بلاگ و الان که اومدم دیدم دامنه فیکس شده. حالا این به کنار اون عوضی ای که آدرس sandman.mihanblog.com رو اشغال کرده رو کجا فرو کنم من؟ اونجا بری اصلا هیچی نداره فقط آدرسو ورداشته گرفته. آخه من چی بگم؟ مردک الدنگ خو مگه مرض داری؟؟ یه ایمیلی چیزی هم از خودش نذاشته که یه بنده خدایی که انقدر طلبه س ایمیل بده اصن پول بهت بده که این آدرسو بی خیال شی. 

اصن من درک نمیکنم واسه چی ملت باید بیان آدرس ها رو اشغال کنن؟ ما با کیا شدیم 70 میلیون آخه؟ آمریکا حمله کنه با کی میخوایم بریم جنگ؟ 

یه توضیح هم بدم حالا که سایت رسمی سندمن راه افتاده به این معنی نیست که تو کافه فعالیت ندارم. اینجا هم هست اونجا هم هست ولی اونجا به مراتب فعال ترم چون محدودیتی ندارم و دستم باز تره برای هر کاری که میخوام بکنم. مقاله های طولانی اگه بنویسم تو جفتش هم زمان منتشر میشه ولی چیزای خورد و ریز و شخصی به طور کامل به اونجا منتقل میشه.

حالا نمیدونم آدرسو الان بهتون بدم برید ببینید یا اینکه بذارم کارای قالب و صفحات جانبیش به طور کامل که تموم شد لینکشو بذارم. بستگی به تعداد درخواست ها داره



برچسب ها : sandman cantona , sandman mandela , sandman aviator , sandman beautiful mind , sandman hitchcock , sandman tarantino ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
مسخرس
فقط همینو میتونم بگم

مسخرسسسسس

ملت ایران یه سری هاشون خیلی بی شعورن
قبول دارم هر  جایی بد و خوب داره ولی بد های ایران از میانگین جهانی خیلی عوضی ترن

اصن مرض دارن
دست خودشون نیست که

یارو سادیسمیه
خو مردک مگه مرض داری؟
یه نفر این همه پول بی زبون خرج میکنه بعد توی نفهم کاسه کوزه شو میریزی بهم
فک میکنی خیلی زرنگی؟


یعنی دلم میخواد یارو بیفته دستم اول ببینم برای چی این کارو کرده بعد ببرمش اتاق شکنجه

ما از خارجی ها شاکی ایم بعد داخلیا امون نمیدن
به قول یکی از بچه های دانشگاه la elaha ealalah !!!!

والا



برچسب ها : مسخرس , سندمن بی اعصاب , سندمن شکنجه گر , سندمن پانیشر , sandman punisher , sandman unleashed , sandman unchained ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,

خواهشا افراد زیر 18 سال اینو نخونن. بعدا نگی نگفتیا



برچسب ها : اگه پیشم بودی (18+) , سندمن , مطالب 18+ , 18+ , ورود افراد زیر 18 سال ممنوع , کافه جوان , فانتزی های شیرین سندمن ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,
به نام خدا سلام بچه ها خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ خیلی خوشحالیم در خدمتتون هستیم

بالاخره ماه رمضان هم با همه روزه های گرفته و نگرفتش تموم شد و امیدوارم بهره کافی از این ماهو برده باشین

 هرکه دو روز از عمرش یکسان باشد از ما نیست. همه تون این حدیث رو شنیدید.  به شخصه من هیچی از این ماه نفهمیدم و واقعا ناراحتم. چون اکثر روزاش شبیه به هم بود. بدین شکل : صبح پا میشدم برم سرکار البته با تاخیر. سر کار حتی 20% روزای عادی هم بازدهی نداشتم چون هوا گرمه و آدم جونش در میاد. باور کنید اونجا که من کار میکنم اصلا ماه رمضون نشده بود! یک نفر رو جز خودم و بابام ندیدم که روزه بگیره. همه صبح بساط نون پنیر و چاییشون پهن بود و ظهر خیلی شیک غذای گرم سفارش میدادن و میخوردن. اینکه تاکیدم رو غذای گرمه به خاطر اینه که رستوران ها اجازه ندارن در ماه رمضان قبل از اذان مغرب غذای گرم سرو کنن. قبلا حتی اجازه نداشتن کار کنن ولی الان کار میکنن فقط با غذای سرد. یه نفر بود پارسال غذای گرم پخش میکرد بردن شلاقش زدن. امسال از همون شلاق هم خبری نبود.

زودتر از موعد هم کار رو تعطیل میکردم و میومدم خونه. انقدر مغزم و بدنم خسته بود که حتی حوصله نداشتم فیلم و سریال ببینم چه برسه به اینکه مطالعه کنم. تو کل این ماه 2 تا فیلم دیدم و تقریبا نصف فصل سریال! در حالی که در بازه زمانی مشابه با همین میزان وقت گذاشتن تقریبا یه سریال رو تموم میکردم.

افطار هم میشد که معده رو پر میکردم و سنگین میشدم و حال هیچ کاری رو نداشتم. نصفش رو که فوتبال نگاه میکردم و نصف دیگشم الکی تو نت میچرخیدم و فیلم و سریال میذاشتم تو لیست دانلود. حال و حوصله جواب دادن به کامنت های اینجا رو هم نداشتم.

خرج و مخارج ملت هم رفته بالا و دیگه کسی نه افطاری دعوت میکنه و نه از ترس افطاری دادن ، افطاری میاد! خرج و مخارج خودمونم رفته بالا و اصلا نتونستیم درست حسابی بریم بیرون. پارسال دو بار افطاری با بچه ها رفتیم بیرون که هر جفتش خاطره شد ولی امسال با اینکه حرفش شد اما نتونستیم بریم.

یعنی میخوام بگم از همه کارم افتادم دقیقا. امیدوارم شما اینطوری نشده باشید و حداقل یکم فعالیت مفید انجام داده باشید. البته منم بیکار نبودم و تفکر میکردم. کلی تفکر کردم! به خیلی چیزا فکر کردم و نتایجش متعاقبا اعلام میشه.

فعلا اومدم بگم دارم میرم چند روز مسافرت و وقتی برگردم یه پست میذارم با این عنوان : اگه پیشم بودی...

عیدتونم مبارک و از من نکن خدافظی!



برچسب ها : سندمن ,
دسته بندی : کافه تنهایی ,

تو این شهر تاریک سرد پاییز سرد پاییزی ، اگه سر پایی قهرمانی تنها نه نیستی / می شنویم سر صداتو ، می فهمیم هر نگاتو ، می جنگیم همه با تو ؛ تنها نه نیستی ...


واسه اون بچه ای که تو نوار غزه ، سوار دوچرخست زندگی نداره مزه / چون آرومم نداره اون حتی یه لحظه ، نمیتونه حتی بزنه یه غذا به لثه / یه کیلومتر اونورترم پر فضای سبزه ، همه اینا فقط برای حذف نسلیه که بشون میگن تروریست ، یه مشت قاتل حیوون صهیونیست / موشکاشونم فقط میرسه به زن و بچه ها ، شکایتم میکنی بت میگن نکن سر صدا / سنگ پرت کنی بت میگن نکن پرت چرا ؟؟؟ ، چون میترکه یه روزی غم و درد یه جا / بمب میزنن و بچه ها بی بابا میشن ، می مونن و اسیر پشت این دیوارا  میشن / اسرائیلی هم تو کار ریسک و چکه ، فکر دیسکو تکه ، نمی بینه قرن بیست و یکه ...


تو این شهر تاریک سرد پاییز سرد پاییزی ، اگه سر پایی قهرمانی تنها نه نیستی / می شنویم سر صداتو ، می فهمیم هر نگاتو ، می جنگیم همه با تو ؛ تنها نه نیستی ...


هر ایرونی ای بشنوه و داد میزنه ، چون اگه فوت کنیم کشورشو باد می بره / ولی پول میده فشنگشو باز میخره ، همش زور میگه که جنگشو باز ببره / پنجاه سال پیش اومدن و زود تلپ شدن ، میخوان همسایه رو مثل مورچه له کنن ؛ خوب کنف شدن / دنیا کور و کره اما میاد صداش این طرفا جیغ ، آمریکا اومد کردن این عربا خیس ، ولی تا وقتی ما اینجایم از این خبرا نیست / چون به گوشمون میرسه آمار درست ، هر روز یه بچه دیگه می میره مامانش جلوش / بازم آواره شد و نکرده هیچ گناهی ، فهم خوب و بد برا ما نیست دو راهی / اسرائیل نگاه کن و بگو گربه بخشی ، وقتش می ریزیم مثل یه مشت گرگ وحشی ...


زدبازی - حدود 6 سال پیشدانلود




برچسب ها : حمایت از غزه , شهر تاریک , آهنگ شهر تاریک از زد بازی , متن آهنگ شهر تاریک زد بازی , stop killing , dawn with israel , مرگ بر اسرائیل ,
دسته بندی : کافه اجتماعی ,
سلام عرض میکنم خدمت همه عزیزان. امیوارم که هرجا هستین باشین و ادامه بدین!

همه کسانی که حتی یه بار هم با من هم صحبت شده باشن میفهمن به طرز عجیبی عاشقم. عاشق شهرم. شهری که نماد یه دنیاس. میتونم بگم هیچ چیزی تو دنیا نیست که توی تهران وجود نداشته باشه. حالا توضیح میدم. 

همونطور که تو پست قبلیم گفتم چند روز رفتم شمال برای کار. یعنی چجوری بگم دهن من سرویس شد که شما باور کنید؟ چه از نظر بدنی و چه از نظر ذهنی تحلیل رفتم. وقتی ساعت 5 صبح روز شنبه رسیدم تهران نفس عمیق کشیدم و گفتم به به هوای خشک! از وقتی رفته بودم شمال تنگی نفس گرفته بودم و نمیتونستم برای 5 دقیقه به طور مداوم راه برم. هوا ناجور و به شدت مرطوب و گرم. اصلا مشخص نمیکه که! وقتی هوا صافه و آفتاب هست که گرمه. وقتی هوا ابریه و آفتاب نیست انگار رفتی تو بخار پز و وقتی شروع میکنه به باد اومدن انگار  هواکش  داخلی فر رو روشن کردی! شب که میشه یه لامپ روشن میکنی انواع و اقسام جک و جونور های کشف شده و کشف نشده بهت حمله میکنن. یه شبش خواب بودم یهو از خواب پریدم دیدم دستم داره میخاره. نور hTرو انداختم ببینم چیه دیدم یه کروکودیل 7 و نیم متری داره دستمو لیس میزنه! یه سوسک بالدار دیدم اندازه عقاب بود. داشت پرواز میکرد یهو یه قورباغه اندازه بشکه خوردش بعد یهو یه مار آناکوندا از لای چمن های 8 متری اطراف باتلاق اومد بیرون و خوردش و ما که زنگ زدیم به امداد ، آتش نشانی شهرشو با یه جرثقیل 30 تنی اومد ماره رو برد اضافه کنه به کلکسیون شهرداری!
 
نه تلویزیون بود نه رادیو و نه موبایل آنتن میداد. به عنوان کسی که از هر تراژدی ای طنز میسازه رسما کم آورده بودم و فقط دلم میخواست زودتر از اون خراب شده بیام بیرون و بیام به شهرم. شهری که عاشقشم...

متنوع ترین شهر دنیاس و آدم هیچ وقت ازش خسته نمیشه. میگن هواش کثیفه. خوب باشه! انقدر برتری داره که هوای کثیفش اصلا به چشم نمیاد. تازه هوای تمیز هم داره. محل خود ما هواش از شمال انصافا تمیز تره. هوای کثیف هم داره سمت شرقش که به هر حال کثیفه دیگه! مهم نیست. بعضی ها میگن گرونه! گرونی داره ارزونی هم داره. یه جاش هست مثل زعفرانیه که خونه متری 26 میلیون تومنه و یه جا داره مثل افسریه که خونه متری حدود یک و نیم میلیونه. میتونی بری پاساژ تیراژه لباس بخری یه کت شلوار 4 میلیون تومن و میتونی کت شلوار بخری 200 هزار تومن از امام زاده حسن! میتونی بری پیتزا بخوری 7000 تومن و میتونی بری پیتزا بخوری 44000 تومن! جاهای شیک و اروپایی داره مثل قیطریه و نیاوران و جاهای قدیمی و فقیر نشین داره مثل مشیریه و مسگر آباد. بزرگترین پارک خاور میانه رو داری (نهج البلاغه) و طولانی ترین خیابون خاور میانه (ولیعصر). همه جور آدم از همه جور نژاد و ملیت توش هست. آدمای خیلی مومن داره و آدمای خیلی کافر. دخترای خیلی سالم و پاکدامن داره (البته کم) و دخترای خیلی ناسالم. یه سری دختر خیر هم داره که کنار خیابون وای میسن و سوار ماشین بچه پولدارا میشن و لباساشونو اتو میکنن!

هرچی تفریح بخوای داره چه مجاز چه غیر مجاز! هم توش مکان های زیارتی داره و هم لاس وگاس های زیر زمینی! تمام خیابوناش محدودیت سرعت و پلیس و دوربین داره اما در همین حین میتونی تو خیابوناش با 170 تا لایی بکشی! حمل و نقل عمومیش هم حرف نداره. میتونی با 1000 تومن از منتها الیه غربش بری منتها الیه شمال و جنوب و شرقش! از نظر بافت طبیعی که کامل کامله. هم کوه داره هم جنگل داره هم بیابون داره هم دریاچه داره هم چند تا رودخونه داره هم شیب داره هم تپه داره هم جاهای کم ارتفاع داره. به لطف شهردار عزیز هم هر روز داره پیشرفت میکنه و یه چیز بهش اضافه میشه. هر امکاناتی بخوای توش هست و برای هر کاری یه جای مشخص داره.

ایستگاه متروی امام خمینی رو اگه رفته باشین اون میدون که به توپخونه معروفه یکی از خر تو خر ترین و کثیف ترین و آلوده ترین جاهای تهرانه اما من بودن تو اونجا رو به یه هفته اقامت تو بهترین جای جواهر ده رامسر ترجیه میدم. خود لاس وگاس و نیویورک و لندن و پاریس هم همچین پکیج کاملی از همه چی ندارن. در اولین فرصت میرم به محل مورد علاقم تو شهر یعنی عباس اباد (که ایشالا یه روز همونجا خونه میخرم)  و با شهرم یکم حرف میزنم. دلم براش تنگ شده بود :)

یه دوستی هم دارم که عین خودم عاشق شهره و چند سالی به علت دانشگاه ازش دور بوده. بر حسب اتفاق این دوستمون خواننده هم هست و چند سال پیش یه آهنگ خونده بود به اسم تهران ولی توش بدی های تهران رو گفته بود و گفته بود شلوغه و تهران دیگه جای سوزن انداختن نیست و غیره. اخیرا ازش پرسیدم داستان این آهنگ چیه؟ گفت من به شما ها که تو تهران بودید حسودیم شده بود و واسه اینکه خودمو راضی کنم به رفتن این چرت و پرا رو خوندم. به قولی دستش به تهران نمیرسیده گفته پیف پیف!

از همینجا به شهر عزیزم قول میدم دیگه برای کار ازش خارج نشم :)

در پایان به آهنگی اشاره میکنم از هیچکس که میگه اینجا تهرانه یعنی شهری که هرچی توش می بینی باعث حسادت باقی شهراس  



برچسب ها : تهران , سندمن و تهران , تهرانی های مقیم مرکز , تهران بزرگترین پایتخت جهان میشود , تفریحات زیرزمینی در تهران , تفریحات رو زمینی در تهران , سندمن ,
دسته بندی : کافه اجتماعی , کافه تنهایی ,
آخرین مطالب
» بی خبر از همگانم ( شنبه 30 تیر 1397 )
» تولدم مبارک بعد از 9 روز ( پنجشنبه 10 اسفند 1396 )
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( یکشنبه 17 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( سه شنبه 5 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( یکشنبه 29 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ] (تعداد کل صفحات:17)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت