تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

چند وقتیه شروع کردم به دیدن فیلم های قدیم اصغر فرهادی
دوتا از اولین فیلم هاش به نام های «شهر زیبا» و «ایستاده در غبار» رو دیدم.
 به جرأت میتونم بگم استاد فیلم های درام و پایان باز هستش. جوری تو فیلم هاش با احساسات آدم بازی می کنه که یه لحظه میخندی و لحظه بعد اشک تو چشم هات جمع می شه. البته برای فیلم شهر زیبا فقط گریه در میاره ولیکن تو فیلم ایستاده در غبار به خاطر شیرین زبونی نقش اول فیلم واقعا سخته که لبخند رو لبت نیاد.... هرچند بعضی وقت ها این لبخند رو برات تلخ می کنه. که این از کارگردانی و فیلمنامه خوب این فیلمه. فقط نمیدونم چرا یوسف خداپرست، بازیگر نقش اول فیلم دیگه بازیگری رو ادامه نداده. واقعا استعداد خوبی داشت.
پیشنهاد می کنم حتما این دوتا فیلم رو تهیه کنید و ببینید.
 پی نوشت: احتمالا کارای جدیدتر اصغر رو دوباره مرور کنم. به خصوص چهارشنبه سوری و درباره الی
 پی نوشت تر: بی صبرانه منتظر فیلم جدیدش به اسم فروشنده هستم.



برچسب ها : ایستاده در غبار , شهر زیبا , یوسف خداپرست , فیلم های قدیم اصغر فرهادی , اصغر فرهادی , فیلم جدیداصغر فرهادی فروشنده , فیلم شهر زیبا ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما ,
سلاااام به همه اهالى کافه.حال و احوالاتتون چطوره؟الهى...حول حالنا الا احسن الحال.

این دعا فقط واسه سر سفره هفت سین نیست.شاید یه نفر مث من واسه هم دوستاش خوشى و سعادت بخواد،اونوقته که به کار میاد!نمیخوام از بحث جـــــــــــــــــذابمون دور بشم پس بریم سر اصل مطلب.

قسمت آخر از بخش دو!!!ستایش رو دیدید؟!هرکى ندیده هم غصه نخوره چیزى رو از دست نداده!درسته!دقیقا همون چیزایى بود که همه پیشبینى کرده بودیم!دقت کردین چ تشابه هاى مسخره اى درست کردن؟! آقاى کارگردان خواستن که به طور کاملا تصادفى هم باباى حشمت پاهاش مشکل داشته باشه هم باباى باباش!!جالبه نه ؟حالا اون به کنار! حشمت فردوس دقیقا درست بعد از دیدن بلال فروش که اونم اتفاقا کاملا تصادفیه ،باید کلىىىى خاطره یادش بیاد با بلال فروشى!!

 وقتى صداشو انداخت رو سرش و آواز خوند محمد اصلا نگاه به دور و بر نکرد که شاید زشت باشه!!انقدر مسخ اون صدا شده بود!!! من یه پیغام براى کارگردان محترم دارم :جناب کارگردان لازم به یادآورى نبود که نازگل هنوز عروسى نکرده!!
تا اواخر فیلم کمتر کسى به ذهنش میرسید که ستایش 3اى هم درکار باشه!چون همه فکر میکردن خود کارگردان به فکر آبروشه و همینجا این سناریوى مسخره رو تمومش میکنه ولى کارگردان محترم با اون تیتر مژده قسمت سوم و برداشتن سکانس آخر صرفا جهت آب بستن بهش این وعده رو به بیننده ها داد که هنوزم قراره سر کار باشید!!خب من الان کار کارگردانو راحت میکنم و براتون میگم چ اتفاقى قراره بیفته.توى یه صحنه خیلى خیلى رمانتیک که فقط مختص فیلماى ایرانیه(چون تو خارج بازیگرا دست همو میگیرن و یه سرى کاراى بد بد دیگه!!)نازگل دوشادوش محسن به خونه بخت تشریف میبره،حشمت فردوس و محمد برمیگردن شمال ،محمد ماهى فروشى راه میندازه و حشمت فردوس هم بلال فروشى! و بذارین بگم! حشمت فردوس هیچوقت دوباره پولدار نمیشه! نه بخاطر روى اوردنش به بلال فروشى! نه! چون هربار که محمد براى خودشیرینى یه "چششششم پدر بزرگ "بلند بالا میگه حشمت فردوسم دوتا بلالاشو حواله محمد میکنه و میگه: بیبیین...حالا که بهم گفتى پدر بزرگ این دوتا بلالو بخور کیف کنى! و محمد هم که رگ خواب فردوس دستش اومده از شمال و جنوب و شرق و غرب هى "پدربزرگ "به خیک فردوس میبنده!!

بعد حشمت که به دلیل هووووورت بالا کشیده شدن کل اموالش توسط "صابر پخمه هه "نسبت به محمد احساس عذاب وجدان میکنه فاز غم میگیرتشو و میگه :من...حشمت فردوس ،کسى که خیلى سال پیش میخواست از لب مغازه تا تو خونه رو برات قوطى شیر خشک بچینه الان اینجورى مفلس شدم.بعد یه آه دل و روده سوز میکشه و سرشو میندازه پایین.محمدم دوباره عینهو قاشق نشسته میپره وسط و میگه(نکته:اینو با همون لحن مخصوص خود محمد بخونید) نه ...پدربزرگ،من هیچوقت از شما چیزى نمیخواستم...و اما ستایش! اسطوره بخش اول و نادم بخش دوم! آیا فکر میکنید در پارت سوم از دستش راحت شوید ؟آیا فکر میکنید او دست از سر کچل شما برمیدارد ؟!خیر! ستایش همواره پابرجاست!!! و در پارت سوم هم قراره نقش یه مادربزرگ دلسوز و فداکارو براى گل پرى(بچه نازگل و محسن)بازى کنه!!

خب دوستان اینم از ستایش 3 !امیدوارم خوشتون اومده باشه....
تا بعد …خدانگهدار 




برچسب ها : آخه چرا انقدر این ملتو بازی میدید؟؟؟ , پشت صحنه سریال ستایش , آیا قراره در ستایش 3 ستایش نقش یه گانگسترو بازى کنه؟؟؟ , آیا ما واقعا سرکاریم؟! , ستایش 3؟؟؟؟؟ ,
دسته بندی : کافه طنز , کافه فیلم و سینما ,
با عرض سلام خدمت همه عزیزان ، دوستان و آشنایان


عید امسال شاهد مجموعه پایتخت 3 بودیم و میخوام تو این پست یه بررسی تحلیلی روش داشته باشیم. البته این بررسی با بررسی هاتی دیگه فرق داره و فقط میخوام توش خیلی ساده بگم چرا پایتخت 3 خوب نبود. اگه دقت کرده باشین نه داستان با مجموعه های قبل جور در میومد و نه شخصیت ها و نه کاراشون. درسته که اواسط داستان توضیح دادن چی شد یهو نقی کشتی گیر شد یا ارسطو از اون کامیون قراضه کشید بیرون و زد تو کار ترانزیت ولی تغییراتی که داده بودن جالب نبود و ازتباط برقرار کردن باهاش سخت بود. 

مجموعه ی پایتخت 1 کاملا موفق بود و یه نو آوری محصوب میشد و انصافا هم گرفت. انقدر خوب بود که تصمیم گرفتن پایتخت 2 رو هم بسازن. پایتخت 2 هم قشنگ بود ولی دیگه پایتخت نبود و تبدیل به ایرانگردی شده بود اما باز جذابیت خودشو داشت. داستان دیگه تموم شده بود ولی پایتخت 3 هم ساخته شد. شما قبل از شروع تیتراژ با دیدن تبلیغ و همچنین داخل تیتراژ با دیدن تبلیغ روی تریلی ارسطو ، متوجه میشید که ساخت این سریال سفارشی بوده. فیلمنامه هم خیلی عجولانه نوشته شده بود. فقط اومده بودن با زوم کردن روی زندگی شخصی ارسطو و بهبود داستان رو پیش برده بودن. 

دیگه این قضیه کلیشه و لوس شده که هرچی بلای زمینی و آسمانیه سر یه خونواده ی بدبخت و فقیر بیاد و اونا هم با کلی پیچ و تاب و دلهره ای که به بیننده میدن آخرش از پس همه مشکلات بر بیان. تو این مسیر دیگه میان هر کاری از دستشون بر میاد انجام میدن تا ملت رو با خودشون همراه نگه دارن و از هیچ کاری فروگذار نمیکنن.اما دست انداختن به هر دست آویزی برای خندوندن مردم خوب نیست. دقیقا همون کاری که داره تو سریال شاهگوش انجام میشه و فقط مونده یه دست ورق بیارن بشینن هفت کثیف بازی کنن!

این بار پایتخت رفته بود تو خود علی آباد و داستان هم عجیب غریب و شلوغ شده بود. از آشپزخونه راه انداختن هما بگیر تا ریزش سقف و تیر خوردن بهبود و زن گرفتن ارسطو از چین! شلوغی داستان بیش از حد بود و یه جوری آب بسته بودن توش. البته خیلی حرفه ای آب بسته بودن و حرفه ای بودنش هم نه به خاطر داستان بلکه به خاطر حرفه ای بودن و توانایی بالای بازیگرانش بود. تو کل این سریال کاراکتری که به من چسبید هومن حاجی عبد الهی بود که با شاسی بلند گفتناش و اون دو قلو ها که آورده بود ( رحمان و رحیم ) بار طنز رو بیشتر کرده بود.

در کل پایتخت 3 چیز خاصی برای ارائه نداشت و سفارشی ساز بودنش هم مزید بر علت شد برای نچسب بودنش. فقط تا جایی که تونسته بودن زرق و برق و کاراکتر اضافی توی داستان کرده بودن و شور قضیه رو در آورده بودن. یه فیلمایی هست که یه بارشون کافیه و شماره های 2 و 3 رو که میسازن دیگه اون مزه اولی رو نداره و فقط کار خرابی میکنه. مثل مرد عنکبوتی که همه حرفاش رو تو سری 1 زد و ادامه دادنش فقط به خاطر پول بود نه شخصیت خود اسپایدر من. پایتخت هم همین بود و باید همون موقع که توی اوج بود تموم میشد و اصلا سری دومش رو نمیساختن. حالا دومیش هم بد نبود ولی سومی رو اصلا نباید میساختن. اصلا شبیه پایتخت های قبلی نبود و تو ذوق زد.

مورد دیگه ای که میتونم به عنوان نقطه ضعف بهش اشاره کنم افراط در استفاده از دوربین رو دست بود که باعث سردرد گرفتن مخاطب میشد. آدم میاد تو هر قسمت دو تا سکانس رو با این تکنیک میگیره برای جذابیت و متفاوت بودن ، نه اینکه از یک ساعت طول هر قسمت فقط دو دقیقه ش دوربین ثابت باشه. 

اگه دقت کرده باشین پایتخت 1 و 2 سریال های کمدی موقعیتی بودن که موسیقی های مناسبی هم وسطشون پخش مید اما تو پایتخت 3 به علت افراط در استفاده از موسیقی ، ما شاهد کمدی موزیکالی بودیم که با طنز های کلامی بیش از حد سعی میکرد موقعیت هایی برای خنده پیش بیاره. یعنی میخوام بگم جنس کار پایتخت عوض شده بود و حداقل من یکی دوست نداشتم. مثل 2 سال گذشته مشتری ثابت کلاه قرمزی بودم که امسال هم واقعا منفجر کرد و البته مسابقه ی آقای گزارشگر هم خیلی خوب بود و امیدوارم این جور مسابقه ها تو رسانه ی ملی بیشتر بشن. 

کلا میتونم پایتخت 3 رو اجتماعی از افراط ها بنامم. افراط در طنز کلامی ای که اکثرش برای مخاطب تکراری و کلیشه شده بود ، افراط در شلوغی و عجیب غریب کردن داستان ، افراط در تبلیغات در جای جای فیلم ، افراط در استفاده از یک نوع تکنیک فیلم برداری ، افراط در موسیقی و البته افراط در ساخت که موفق نبود. با ساختن پایتخت 3 فقط آبرویی که با 1 و 2 به دست آورده بودن رو تا حدی نابود کردن. تو پایتخت 2 تنها جایی که داستانناقص مونده بود ازدواج کردن ارسطو بود که اتفاقا اگه تهش باز میموند جالب تر میشد و مخاطب تا مدتها بهش و اتفاق های جالبی که ممکنه سر تلاش های بعدیش برای ازدواج رخ بده فکر میکرد اما اینا تنها با همین حفره اومدن یه سریال ساختن و برای اینکه خودشون هم میدونستن ماجرای ازدواج این بنده خدا جذابیت لازم رو نداره و کلیشه شده ، انواع و اقسام بلا ها رو سر این خانواده آوردن و آخرش هم به شیوه ای کاملا هندی همه با هم خوشبخت شدن و اینم ازدواج کرد و اون تیر کذایی رو هم از پشت بهبود در آوردن. یعنی اصلا از اول سریال معلوم بود تهش قراره چی بشه. سریال خوب و حرفه ای اونه که شما بعد از حدود 90 قسمت هنوز نمیتونی دست کارگردان رو بخونی و هر قسمتی که می بینی تمام دانسته ها و حدس های شخصیتو به بازی میگیره هنوز هم چیز تازه ای برای ارائه به مخاطب داره و به اصطلاح بیننده رو گرسنه نگه میداره

امیدوارم بعد از خوندن این نقد با دقت بیشتری فیلم و سریال ببینید و مخاطب عام نباشید

از من نکن خدافظی!

----------------------------------------------------------------------------
پی نوشت : فکر کنم نقدی که من نوشتم اولین نقد این مجموعه تو فضای مجازی باشه. برید حالشو ببرید!



برچسب ها : نقد پایتخت 3 , تحلیل و بررسی پایتخت 3 , چرا پایتخت 3 موفق نبود؟ , نقد فیلم و سریال در کافه جوان , پایتخت 4 هم کلید خورد , لیست بازیگران پایتخت 4 , مهران مدیری پایتخت 4 را می سازد ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما ,
- چرا آدم های خوب،زوج های اشتباهی رو انتخاب میکنن؟!

- ما عشقی رو قبول میکنیم که فکر میکنیم لایقش هستیم.

- میتونیم کاری کنیم که بفهمن لایق عشق بیشتری هستن؟

- میتونیم سعی کنیم.....



برچسب ها : منصور کبیر , دیالوگ های فیلم ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما , خارج از کافه , کافه تنهایی ,

یه ربع پیش فیلم" زندگی با چشمان بسته" رو دیدم.
از دوستان نمیدونم کیا این فیلمو دیدن؟ به نظر من که فیلم جالبی بود. کارگردانش رسول صدرعاملی بود و از بازیگراش همینو بگم که ترانه علی دوستی و حامد بهداد بازی میکردن.
داستان فیلم، یکی از مشکلات بزرگی که همیشه گریبان گیر جامعه بودرو نشون میده؛ قضاوت سریع و چشم بسته، بدون اطلاع داشتن از موضوعی نظر دادن....خیلی خوبه فیلمش. ولی همین اول بگم اگه دنبال فیلمی هستید که تهش با عروسی و دلم دیمبول تموم بشه و همه چی به خوبی و خوشی به پایان برسه،این فیلمو نگاه نکنید.
من قبلا در مورد قضاوت کردن و اینکه کی قضاوت میکنم یا کی نمیکنم،فکر نکرده بودم. یعنی شاید برخی مواقع قضاوت کرده بودمو متوجه نشده بودم.
ولی از پارسال که مجموعه شام ایرانیو دیدم،تازه اونموقع با مفهموم قضاوت کردن متوجه شدم. شبی که رامبد جوان از بقیه مهمان ها در مورد قضاوت کردن سوال کرد و به سخت بودن
قضاوت کردن در مورد دیگران اشاره کرد. حتی اعلام کرد تا جایی که میتونه در مورد کسی قضاوت نمیکنه.
وقتی دیدم  4تا بازیگر اینقد صریح  قضاوت کردن رو کاری سخت و دشوار میدونند،بهش فکر کردم و دیدم در دنیای امروز چقدر قضاوت کردن و اظهار نظر کردن در مورد زندگی دیگران راحت شده.(البته چون اونا بازیگر بودن و بیشتر در معرض قضاوت کردن مردم قرار میگیرن،بیشتر مینالیدن)
امروز که فیلم "زندگی با چشمان بسته" رو دیدم،بیشتر به عمق فاجعه پی بردم و دیدم که تا چه حد میتونه قضاوت ندانسته یا همون ظاهر قضیه رو دیدن، زندگی خانواده ای رو تحت تاثیر قرار بده.
*****
پ.ن: ازین به بعد قصد دارم کوتاه بنویسم ولی متوالی بنویسم. به نظرم اگه دو خط بنویسم ولی هر روز بنویسم بیشتر از احوال هم در جریانیم تا اینکه 2 هفته صبر کنم،منتظر سوژه یا اتفاقی که در موردش بنویسم!
پس ازین به بعد اگه دیدید اومدم تو یه پست فقط سلام کردم یا شب بخیر گفتم زیاد تعجب نکنید!!





دسته بندی : کافه اجتماعی , کافه فیلم و سینما ,




برچسب ها : میترا حجار و ژست عجیب ایستادنش+عکس , تک عکس لو رفته از میترا حجار در کنار شوهرش...! , عکس های لو رفته میترا حجار , عکس های لو رفته میترا حجار و شوهرش , شوهر میترا حجار کیست؟! , میترا حجار وای , عکس های اونجوری میترا حجار , عکس های اینجوری میترا حجار , عکس های لورفته بازیگران , عکس های لو رفته بازیگران ایرانی , عکس های لورفته میترا حجار , عکس های خفن میترا حجار , عکس های خفن بازیگران , کافه جوان , سایت طنز و سرگرمی , عکس های اینجوری , عکس های اونجوری , سایت عکس های بازیگران , بهترین عکس های میترا حجار , میترا حجار و شوهرش , بیوگرافی میترا حجار , cafejavan , یازی در فیلمهای خاک و آتش (۱۳۸۹) , آناهیتا (۱۳۸۷) , این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴) , زمستان است (۱۳۸۴) , بازنده (۱۳۸۳) , رازها (۱۳۸۳) , جنایت (۱۳۸۲) , ملاقات با طوطی (۱۳۸۲) , صورتی (۱۳۸۱) , فراری (۱۳۸۱) , رخساره (۱۳۸۰) , قارچ سمی (۱۳۸۰) , مزاحم (۱۳۸۰) , سگ کشی (۱۳۷۹) , شب های تهران (۱۳۷۹) , اعتراض (۱۳۷۸) , متولد ماه مهر (۱۳۷۸) , فریاد (۱۳۷۷) , غریبانه (۱۳۷۶) در کارنامۀ بازیگری او ثبت شده است. , عکس های میترا حجار در نارنجی پوش , عکس های لو رفته میترا حجار و حامد بهداد ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما , کافه عکس , کافه جالب انگیز ,


فاطمه معتمدآریا بازیگر سینمای ایران که طی سالهای اخیر با اقدامات و نظرات پرحاشیه خود توانسته بود نظر سینماگران غرب را به خود جلب کند، جایزه «هانری لانگ لوا» فرانسه را دریافت کرد.

به گزارش farspatogh.com ، مسئولان این جشنواره دلیل خود را برای اعطای این جایزه به این بازیگر، حفظ ارزش های فرهنگی حرفه بازیگری و تعهد و حفظ حرمت روح هنر سینما دانسته اند



بوسیدن فاطمه معتمد آریا توسط مجری مرد + عکس


برچسب ها : بوسیدن فاطمه معتمد آریـــا توسط مجری مــرد , عکس فاطمه معتمد آریا , عکس های جالب , عکس های دیدنی , کافه جوان , عکس های باحال ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما , کافه جالب انگیز , کافه عکس ,

بقیه عکس ها در ادامه مطلب....




برچسب ها : جدیدترین عکس های الناز شاکردوست , الناز شاکر دوست , جذاب ترین عکس های الناز شاکردوست , عکس های شاکردوست , عکس های لورفته از النازشاکردوست , عکس های بی حجاب الناز شاکردوست , الناز شاکردوست بی حجاب , الناز شاکردوست در کنسرت گلزار , الناز شاکردوست در کنسرت محمدرضا گلزار , الناز شاکردوست جدید , بروزترین عکس های الناز شاکردوست , داغ ترین عکس های الناز شاکردوست , زیباترین عکس های الناز شاکردوست , عکس های الناز شاکردوست , شاکردوست در کنسرت , الناز شاکردوست و برادرش , عکس های الناز شاکردوست و برادرش , عکس های الناز شاکردوست با یک پسر , گالری عکس الناز شاکردوست , گالری عکس های الناز شاکردوست , الناز شاکردوست و دوستان , عکس های الناز شاکردوست و دوستان , الناز شاکردوست در جمع دوستان , عکس های الناز شاکردوست در جمع دوستان , عکس های لورفته الناز شاکردوست و دوستش ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما , کافه جالب انگیز , کافه اجتماعی , کافه عکس ,
سلام. من دیگه این 3 تا موضوعو با هم قاطی کردم و در قالب 2 موضوع منتشر کردم که کسی هم شک نکنه! این قسمت آخر ویژه نامه س. قرار بود یه قسمت هم درباره اتفاقاتی که برا خودم و دوستام افتاده بذارم ولی دیدم خیلی شخصی میشه و بی خیالش شدم! 

الف) تلویزیون و سینما

1- درو کردن تمامی جایزه های سینمایی به دست اصغر فرهادی با فیلم جدایی نادر از سیمین و کسب اولین اسکار تاریخ سینمای ایران

2- فروش بالای فیلم ورود آقایان ممنوع نشان داد مردم ایران طنز فاخر رو میشناسن و دیگه دوره لوده گری های اخراجی ها تموم شده

3- عذر خواهی رضا رویگری به خاطر بازی در فیلم اخراجی های 3. رویگری از مردم ایران خواست او را به کیان ایرانی ببخشند

4- سریال ساختمان پزشکان به نظر من بهترین سریال امسال بود که واقعا ترکوند. داستان عالی ، بازیگر عالی ، نویسنده عالی ، موضوع عالی. در کل خیلی چسبید!

5- کی اینجا هست که به من بگه کارای شخصیشو خودش انجام میده؟ ماندگار ترین صحنه برنامه رنگین کمان در طول چند سال فعالیتش با این جمله کلید خورد و با ---شول فرنود کوچولو به اوج رسید! در کل حرکت بزرگی بود!

6- تعطیل شدن خانه سینما هم از حوادث تلخ سال بود. امیدواریم هرچه زودتر بازگشایی شود

7- طنز آیتمی خنده بازار با استقبال زیادی روبرو شد. افراد معروف زیادی در این مجموعه مورد شوخی پشت وانتی قرار گرفتن. برخی با روی باز پذیرا بودن و برخی با کتف باز! فریدون جیرانی ، مجید قناد و از همه مهم تر عادل فردوسی پور به شدت از این موضوع استقبال کردن ولی مرد همیشه بی جنبه فوتبال ما یعنی علی دایی تحمل نکرد و با جو سازی هایش باعث شد یکی از با استعداد ترین افراد این مجموعه یعنی سامان گوران از تیم خنده بازار جدا شود. یکی از دلیل هایی که از علی دایی بدم میاد همین بی جنبه بودنشه. علی دایی بعد از اینکه اداشو در آوردن به برنامه خنده بازار گفت فلان بازار!

8- قهوه ای که دیگر تلخ نیست! آخر ما نفهمیدیم چی شد و چرا دیگه پخش نمیشه! ما فقط میدونیم مهران مدیری کارش درسته و همیشه هم حمایتش میکنیم

ب) اجتماعی و سیاسی

9- تحریم پشت تحریم! فقط مونده آمریکا بگه ما حق نداریم از زیر شلوار پیژامه بپوشیم! این آمریکا و اسراییل مشخصه از کجا دارن می سوزن. حالشونو میگیریم

10- تصرف سفارت انگلیس توسط نیرو های خود جوش همیشه حاضر در صحنه! همین اخیرا هم شنیدم سفارت انگلیس یه سایت درست کرده بود که اونم به سلامتی فیلتر شد!

11- تهدید ایران برای بستن تنگه هرمز باعث شد قیمت بنزین تو آمریکا الان به لیتری 2 دلار برسه! اون آقایونی که میگفتن در صورت تحریم نفت ایران کک شونم نمیگزه الان کجان؟

12- تحریم ها باعث شد قیمت سکه و دلار به طرز وحشتناکی بالا بره و قیمت سکه به نرخ بی سابقه ی 800000 تومن برسه و دلار در بازار تا 2500 تومن هم برسه. بعضی مغازه ها حتی پا رو فراتر گذاشته و قیمت اجناس رو به دلار و به قیمت روز میگرفتند! سر گردنه که میگن اینجاس!

13- اگه کوروش تا الان زنده بود و ماهی 100 میلیون تومن پس انداز میکرد تازه می شد 3000 میلیارد تومن! اگه 3000 میلیارد تومن رو به اسکناس های 10000 تومنی تبدیل کنید می تونید 4 بار پارک لاله رو باهاش فرش کنید! شمردن این پول 693 روز طول میکشه! بعد این آقایون خیلی شیک و مجلسی هاپولیش کردن! 

14- دریاچه ارومیه تا مرز خشکی پیش رفت و به جای اینکه فکری برای این مشکل بشه ، جمعی از هم وطنان آذری زبان که برای اعتراض به این وضع به خیابان ها ریخته بودند کتک خوردند!

15- هواپیمای جاسوسی امریکا رو زدیم رو هوا ترکوندیم و سالم آوردیمش و زمین و کلی چیز ازش یاد گرفتیم و بعدش اسباب بازیش کردیم و دادیم دست بچه های دبستانی که بگیم اگه بچه های ژاپنی ماشین حساب و کامپیوتر می سازن ، هواپیمای جاسوسی آمریکا اسباب بازی بچه های ماست. ما خیلی شاخیم!

16-  گفتم ژاپن و یاد سونامی و زلزله شدیدش افتادم که باعث شد نیروگاه اتمی فوکوشیما خراب شه و تشعشعات اتمی تو ژاپن پخش شه و یه فاجعه مثل چرنوبیل رخ بده. ولی از اونجایی که ژاپنی ها بویی از تکنولوژی نبردن و درس ماکت سازی امام خمینی با کاغذ رو هم پاس نکردن (!) تصمیم گرفتن گل آفتاب گردون بکارن و تشعشعات رادیو اکتیو خطرناک رو جذب کنن و جون مردمشونو نجات بدن. واقعا که چه مردم بی شعوری هستن!

17- اسامه بن لادن بالاخره کشته شد! سربازان آمریکایی ریختن تو خونه ش توی پاکستان و ترتیب کارشو دادن. جسدش رو هم انداختن تو اقیانوس هند تا هیچ کس هم شک نکنه. البته اشتباه کردن چون کار ما از شک گذشته و ما میدونیم که حادثه 11 سپتامبر از خیلی قبل تر برنامه ریزی شده بود و بن لادن هم وسیله خود اینا بوده و حالا که مثل صدام مهره سوخته شده زدن کشتنش

18- بهار عربی! باراک اوباما با شعار تغییر اومد رئیس جمهور شد و همه فکر کردن میخواد سیاست های آمریکا رو عوض کنه و خیلی هم خوشحال شدن! اما امسال تازه معلوم شد منظور اوباما از تغییر چی بوده! قیام های خود جوش(!) و مردمی باعث شد اکثر سران کشور های عربی کله پا بشن و این منطقه کم کم برای آمریکا و اسراییل هموار سازی بشه.  بن علی - حسنی مبارک - قذافی - الان هم نوبت بشار اسد و سوریه س! باید ببینیم آخرش چی میشه. آدمایی که کنار رفتن همه شون دیکتاتور بودن و آدم کش. اما این که این تحولات به نفع ماس یا به ضررمون بعدا مشخص میشه

19- وقتی موقع فرود چرخ جلوی هواپیماتون باز نشه چیکار میکنید؟ 1- خودتون با زبون خوش سکته میکنید 2- انگشت تونو میکنید تو دهنتون و میگید من مامانمو میخوام 3- فرار میکنید 4 میرید به مسافرا میگید برای آخرین بار همدیگه رو نگاه کنن و دستای همدیگه رو بگیرن چون دیگه لحظه های آخره! اما کاپیتان شهبازی هیچ کدوم از این کارا رو نکرد. خیلی قشنگ هواپیما رو رو سینه ش نشوند و به هیچ کس آسیبی نرسید. فیلم این فرود رو الان تو کلاس های آموزش خلبانی در کشور های خارجی دارن نشون میدن. آیا از کاپیتان شهبازی اونجور که شایسته بود تقدیر کردیم؟

20- باور کنید اصلا دلم نمیخواد از تجاوز گروهی خمینی شهر و حادثه آدم کشی سعادت آباد صحبت کنم. پس اصرار نکنید! در عوض میخوام از آمنه بهرامی صحبت کنم که به صورتش اسید پاشیدن ولی اونقدر بزرگ منش بود که اون پسر کثیف رو بخشید تا قصاص نشه و بدین ترتیب به قهرمان دختران ایرانی تبدیل شد

از من نکن خدافظی!
   



برچسب ها : اصغر فرهادی , اصغر فرهادی و سندمن , سندمن و اصغر فرهادی , جدایی نادر از سیمین , اسکار , ورود آقایان ممنوع , عذر خواهی رضا رویگری به خاطر بازی در فیلم اخراجی های 3 , رضا رویگری , رضا رویگری و سندمن , سندمن و رضا رویگری , ساختمان پزشکان , رنگین کمان , تعطیل شدن خانه سینما , خانه سینما , خنده بازار , فریدون جیرانی , فریدون جیرانی و سندمن , سندمن و فریدون جیرانی , مجید قناد , مجید قناد و سندمن , سندمن و مجید قناد , عادل فردوسی پور , عادل فردوسی پور و سندمن , سندمن و عادل فردوسی پور , علی دایی , سامان گوران , سامان گوران و سندمن , سندمن و سامان گوران , مهران مدیری , مهران مدیری و سندمن , سندمن و مهران مدیری , علت توقیف قهوه تلخ , قهوه تلخ دوباره منتشر شد , تموم شد , تحریم , تصرف سفارت انگلیس , بستن تنگه هرمز , کوروش , کوروش کبیر , پارک لاله , دریاچه ارومیه , هواپیمای جاسوسی امریکا , نیروگاه اتمی فوکوشیما , چرنوبیل , ماکت سازی امام خمینی با کاغذ , اسامه بن لادن , صدام , باراک اوباما , بن علی , حسنی مبارک , قذافی , بشار اسد , سوریه , کاپیتان شهبازی , تجاوز گروهی خمینی شهر , حادثه آدم کشی سعادت آباد , آمنه بهرامی , سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan ,
دسته بندی : کافه فیلم و سینما , کافه اجتماعی ,
آخرین مطالب
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
» حرف ها ( دوشنبه 23 فروردین 1395 )
» خانه من ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] (تعداد کل صفحات:4)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت