تبلیغات
کافه جوان
Logo RSS
کافه جوان یک پایگاه چند منظوره برای رفع نیازهای جوان هاست. از سرگرمی و تفریح گرفته تا مطالب اجتماعی و سیاسی روز (البته اونم با چاشنی طنز!)
شعار ما شادی حتی در سخت ترین لحظات است پس شاد باشید!

کافه جوان

ساعت مچی به درد کسی میخوره که نگران دیر رسیدن یکی باشه
واسه ما اضافه وزن محسوب میشه !
.
.
.
بدترین قسمت دیدن یه آشنا توی تاکسی
اضطرابیه که تا مشخص شدن شخص حساب کننده کرایه ادامه داره
و مدام ذهنتو درگیر می‌کنه:)
.
.
.
اینترنت اکسپلورر، بهترین مرورگر است
براى دانلود کردن یک مرورگر دیگر !
.
.
.
مَــــــــــــــــــــــــــــــــــله…؟!!
اسمایلى تلفن جواب دادن منشى های ایرانی !
.
.
.
بابا گفتن ابــــروی کلفـــت مُده
نه اینکه کل پیشونی رو ور دارن موکـــت کنی!
والا با بعضی از این دخترا وقتی صحبت میکنم
یه لحظه فکر میکنم دارم با کیوی صحبت میکنم…
ابرو ساختن عرضش از اتوبان تهران کرج بیشتره لامصب 



برچسب ها : جدیدترین جملات طنز و نوشته های خنده دار , مطالب فوق خنده دار , مطالب خیلی خنده دار , بهترین مطالب طنز , کافه جوان , سایت کافه جوان , همشهری جوان , وبلاگ کافه جوان ,

سلام. من خشایار یا به عبارتی خشی هستم و با قسمتی دیگه از شام خارجی در خدمت شما عزیزان هستیم. در قسمت قبل شاهد مسموم شدن سندمن توسط تمپتر بودید. سندمن پس از مدتی سلامتی خود رو بدست آورد و حالا با سری جدید برنامه برگشتیم که حالت رقابتی داره. جا داره از اسپانسر برنامه شرکت هاکوپیان هم تشکر کنم که منابع مالی ما رو تامین کردند. این شما و این هم شام خارجی:

 

سندمن: با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات بینندگان عزیز. سری جدید برنامه رو شروع میکنیم در حالی که سری قبلش فقط 1 قسمت بود!! امیدوارم این سری بیشتر طول بکشه!

 

تمپتر: وایسا بینم! چطور جرئت میکنی تو اول حرف بزنی؟ نا سلامتی من سری قبلی سر آشپز بودم! اول سلام دوم اینکه من نمیدونم این جوجه فکلی با چه امیدی اومده که با من مسابقه بده!! واقعا خنده داره!

 

سندمن: با امید ابراهیمی!

 

تمپتر: امید ابراهیمی دیگه کیه؟

 

سندمن: هافبک جوان و آینده دار سپاهان و تیم ملی فوتبال ایران! امروز اومده به من در امر مهم و حساس آشپزی کمک کنه! امید جان بیا!

 

امید: منم خدمت بینندگان سلام عرض میکنم و خیلی خوشحالم که افتخار اینو دارم که به سندمن کمک کنم.

 

تمپتر: دو نفری هم از پس من بر نمیاین!

 

سندمن: خوب غذایی که امروز قراره درست کنیم خورشت قورمه سبزی هست که از غذا های اصیل و محبوب ایرانیه. وایسا ببینم! آقای خشی؟ مگه برنامه شام خارجی نیست؟ چرا ما داریم غذای ایرانی درست میکنیم؟

 

خشی:  :|

 

سندمن: آها این نمیتونه وسط ضبط حرف بزنه! امید جون یه دیقه برو در گوشت دلیلو بگه!

 

امید: (دو دقیقه بعد) میگه برنامه فقط اسمش خارجیه! هرچی دم دستمون بیاد درست میکنیم!

 

سندمن: خوب باشه. عب نداره. برا یه قهرمان فرق نداره غذای ایرانی درست کنه یا خارجی! قرار بر اینه که من و تمپتر غذا رو درست کنیم و شما بینندگان که تو منزل نشستید بعد از خوردن غذا(!) نظر میدین. ما برای این کار یه مسابقه پیامکی ترتیب دادیم که اگر از غذای من خوشتون اومد شماره 1 و اگه از غذای تمپتر خوشتون اومد شماره 2 رو به شماره ای که پایین تصویر می بینین ارسال کنید. بعد از قرعه کشی به برنده یک عدد بال مرغ تازه تقدیم میشه!

 

تمپتر: و اما برنده ی مسابقه ی پیامکی برنامه قبل کسی نیست جز احمد!!! آقا احمد اگه داری برنامه رو نگاه میکنی از همین جا بهت تبریک میگم. شما میتونی برای دریافت اطلاعات بیشتر به سایت www.arejooneammat.com  مراجعه کنی!

 

سندمن: برنامه قبل که مسابقه پیامکی نداشتیم!

 

تمپتر: تو چیکار داری؟ من اون برنامه سر آشپز بودم! میخوام به احمد جایزه بدم!

 

سندمن: خوب بده! خوب تا ما آماده میشیم برا آشپزی یه سر به اتاق فرمان میزنیم تا آگهی های بازرگانی بیان و برن!

 

آگهی های بازرگانی:

 

-از وقتی بابام پیر شد ما خیلی مشکل داشتیم. برای دستشویی بردنش همه به زحمت میفتادیم. بعضی از دوستام بهم پیشنهاد کردن از پوشک استفاده کنیم. اما اون هم جوابگو نبود. بالاخره تو آزمایشگاه خودم یه پوشک درست کردم که برای همیشه خیالمو راحت کرد. این پوشک اصلا نیازی به تعویض نداره و دائمیه. الان بابام راحت و آسوده تو قبر خوابیده....پوشک های خاردار بزرگسالان....فقط هارد لایف

 

 

-این صدای چیه؟ - صدای سکه ست!! – حواسم نبود من امروز تو بانک انصار حساب قرض الحسنه باز کردم. نمیدونین چه جایزه هایی داره! فایل صوتی صدای سکه  و هزاران جایزه ی دیگر! بانک انصار ، خدمتی مطمئن در راستای حمایت از فلان فلان شدگان و نشدگان!

 

-خدمتی جدید از ایرانسل! با دوستانتان هر چقدر میخواهید حرف بزنید بدون اینکه پولی پرداخت کنید! کافیست آنها به شما زنگ بزنند!

 

سندمن: خوب با ادامه ی برنامه در خدمت شما هستیم. من در این فرصت دست ها مو ضد عفونی و استریل کردم ولی دستکش هامو پیدا نکردم. امید جان میشه سبزی ها رو بذاری رو میز؟

 

امید: کجاس آقا؟

 

سندمن: (در حالی که 360 درجه خم شده) تو این جیبمه! خوب حالا بشورشون. آب هم تو اون یکی جیبمه! بعد از اینکه شستی هم بیا چاقو رو از جیب پشتم بردار و خوردشون کن!

 

تمپتر: خوب تا این دو تا دارن حرکات آکروباتیک انجام میدن ما به کارمون میرسیم! این سبزی های منو ببینید. همین چند دیقه پیش چیدمشون. هنوز کود هم بهش چسبیده!! همونطور که میدونید واسه رشد گیاه به خاک کود اضافه میکنن. پس نتیجه میگیریم یه چیز خوب تو این کودا هست! واسه همین من این سبزی ها رو نمیشورم و با نیم کیلو کود به غذا اضافه میکنم! اینطوری رنگشم مثل قورمه سبزی های مامانم میشه!!

 

سندمن: یکی بیاد اینو از اینجا بیرون کنه! بوی کود همه جای آشپزخونه رو ورداشته! حالم به هم خورد... اه!! مشخص شد مامانت چی به خوردت داده که انقد غیر بهداشتی شدی! انگل!

 

تمپتر: حواست به غذای خودت باشه. درست صحبت کنا! انگل خودتیا!

 

سندمن: امید اون خوشبو کننده رو از جیب کتم در بیار و بذار رو میز. خودش بقیه کارا رو میکنه! حالا میرسیم به لوبیا و گوشت که من این لوبیا و گوشت ها رو هم از قبل تمیز شستم و حالا امید جان میریزه تو قابلمه که کسی هم شک نکنه!!

 

تمپتر: به ما از این سوسول بازیا نمیاد! گوشت و لوبیا میخواییم چیکار؟! من همین کود رو که داخلش ریختم جای همه رو پر میکنه.... فقط الان باید ادویه مخصوصم رو بهش اضافه کنم تا.... صبر کن بینم!! این فیلمبردار داره چیکار میکنه؟

 

سندمن: داره شماره میگیره! خوب داره با دماغش ور میره! تمرکز شو به هم نریز!

 

تمپتر: من اعتراض دارم! اون ادویه مخصوص منه! قرار بود من این ادویه رو به غذام اضافه کنم. ولی انگار یه نفر دستور پخت منو دزدیده و لو داده! من دیگه آشپزی نمیکنم! بگیر که اومد!

 

زااااااارت! (صدای اصابت قابلمه حاوی کود به سر فیلمبردار!)

 

خشی: بینندگان عزیز اینجا یه کوچولو دعوا شده!.... اونو پرت نکن! جواب اسپانسرو چی بدم؟

 

تمپتر: برنامه بعدی خودم از خجالت اسپانسر در میام! سندی دم دستت گوشکوب داری؟

 

سندمن: آره. تو این جیبمه! بیا وردار!

 

خشی: بدین وسیله از همه شما بینندگان پوزش میخوام و بهتون بدرود میگم! تا برنامه بعد خدا نگهدار..........آی! منو چرا میزنی دختر؟

 




برچسب ها : شام خارجی , سندمن , تمپتر , خشی , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن و کافه جوان , هاکوپیان , امید ابراهیمی , سپاهان , تیم ملی ایران , امید ابراهیمی و سندمن , سندمن و امید ابراهیمی , قورمه سبزی , مسابقه پیامکی , بال مرغ , احمد , پوشک بزرگسالان هارد لایف , پوشک خاردار , بانک انصار , ایرانسل , با ایرانسل خود رایگان حرف بزنید , ترفند های ایرانسل , کود , ادویه , اسپانسر , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :

سلام. با قسمت اول برنامه ی شام خارجی در خدمت شما هستیم. من خشایار هستم کارگردان این مجموعه. امروز قرار است سر آشپز ما یعنی خانوم تمپتر یک دسر درست کنند. دستیار ایشون هم آقای سندمن هستند که سر پستشون قرار دارند. خوب بنده دیگه سخن کوتاه میکنم تا دوستان آشپزی رو شروع کنن.

تمپتر: سلام عرض میکنم خدمت شما بینندگان عزیز. حالا با من این حرکت رو انجام بدین ....یک دو سه چهار .... حالا برعکس .... چهار سه دو یک... حالا......

سندمن: چیکار میکنی؟ مگه ورزش صبحگاهی اومدی؟ نکنه اینم ورزش مدرنه؟ شورشو در آوردی....من از بینندگان عزیز عذر خواهی میکنم و خدمت شون سلام عرض میکنم. امیدوارم با برنامه های ما بتونن آشپزی رو در فضایی شاد و مفرح و فانتزی تجربه کنن و لذت شو ببرن.

تمپتر: خب این دستیار تازه به دوران رسیده من چرت و پرتاشو گفت...بهتره بریم سراغ آشپزی...اسمشم هست:کرم ووله...!! نه....کرم لوله؟؟؟!!چی بود سندی؟!

سندمن :کرم بروله. بر وزن گلوله!

تمپتر: خوب. این دسر همونطور که از اسمش معلومه توش کرم داره. ما انتخاب های زیادی برای نوعی کرمی که استفاده میکنیم داریم. من در اینجا میخوام از کرم ترک پای عش استفاده کنم که واقعا معجزه ای در صنعت از بین بردن ترک کف پاست و برای غذامون خیلی مفیده. البته خوب خیلی ها ترجیح میدن جوراب بپوشن تا ترک پاشون خوب شه ولی خوب به علت بوی بد ما نمیتونیم جوراب توی دسر مون استفاده کنیم. اونایی هم که این کرم رو در دسترس ندارن میتونن از کرم مای ساخت کشور انگلستان استفاده کنن!! ببک هم خوبه ها!!! ببک ببک ببک...!!!

سندمن: جا داره من یه نکته رو گوشزد کنم که یه بنده خدایی پاش خیلی ترک داشت بهش گفتن جوراب بپوش خوب شه. گفت سی سال شرت پوشیدم مگه ترک اونجام خوب شد؟!  :هر هر هر کر کر کر

تمپتر: (در حالی که روده هاش از خنده پاره شده) واه واه! چه دستیار بی تربیتی!خشی جون بیا اینو جمع کن ببر آبرومونو برد....مامان بابای من نشستن دارن برنامه ی منو میبینن خب میفهمن که من در چه فضای بی فرهنگ و با چه دستیار بی ادبی همکارم!! منم اصلا به جک بی مزه ت نخندیدم!این خشی از تو اتاق فرمان داره جک های بسیار مناسب و با فرهنگی میگه منم میخندم!!!مثلا اینجا رو داشته باشین:به معتاده میگن اون 200تومن رو از رو زمین بردار.میگه مگه من وژنه بردارم؟؟!!!

سندمن: :| بسه دیگه خیلی خندیدیم بهت. سر آشپز بی مزه. راستی ببخشید! میشه بگی مگه کرم ترک پا خوردنیه که داری توی دسر استفاده میکنی؟

تمپتر: به تو چه؟؟؟؟!!! باز تو کارای بزرگترا دخالت کردی جوجه؟!! هنوز مونده که خرس پیر شی!!

سندمن: کدوم دوربین تعجب منو میگیره؟  |:

تمپتر: حالا بعد از اضافه کردن کرم ترک پا میخوایم به سراغ قسمت دوم دسر بریم یا همون بروله. همونطور که میدونید ادبیات و آشپزی خیلی با هم ترکیب شدن در طول زمان و شما میتونید از روی اسم هر غذایی مواد تشکیل دهنده شو بفهمید.

سندمن: میتونی از روی اسم راتاتویی بگی مواد تشکیل دهنده ش چیه؟

تمپتر: تو چقد فوضولی بچه! اونو بعدا تو یه محفل خصوصی بهت توضیح میدم! بعد از برنامه بیا پشت دیوار کارت دارم!!

سندمن: هی وای من!

تمپتر: خوب میگفتم. در بخش دوم ما بروله رو داریم که تشکیل شده از (ب + روله) در اینجا ب حرف اضافه بوده و ما فقط روله رو ردیف میکنیم. همونطور که میدونید در برخی شهر های جنوبی و غربی کشورمون به بچه میگن روله! حالا ما اینجا یه بچه 3 ساله داریم که باید ریز ریزش کنیم و خوب به هم بزنیم تا روله ی ما نرم بشه. خوب سندمن بیا بچه رو به قسمت های کوچیک تقسیم کن تا بذاریمش توی مخلوط کن.

سندمن: جانم؟؟؟؟؟؟ من این بچه رو بکشم؟ من که آزارم به هیشکی نمیرسه؟؟؟ آقا بیاین جمعش کنین این سر آشپز ما روانیه. الان زنگ میزنم به سازمان کودک آزاری تا بیان دهنتو مورد عنایت قرار بدن. وایسا.........

بوووووم!!

تمپتر: (بعد از اینکه چوب دستی رو دوباره میذاره زیر میز) اه اه. چقد حرف میزد. تو آشپزی حرفه ای این حرفا رو نداریم که! خوب حالا تا من این بچه رو خورد میکنم شما برید یکم پیام های بازرگانی ببینین!گوگولی گریه نکن .... کاریت ندارم...فقط باید غذای خاله رو خوشمزه کنی!

پیام ها: با ما به کانون بیایید! ما قول میدیم تو کنکور قبول میشید! امسال 150 درصد داوطلبان ما در کنکور به راحتی قبول میشن! کانون قلمچی بعد منچستر اوله! بارسلونم این درصد قبولی رو نداره! چرا وقتی نشون میداد درصدو آقای گاج میخند؟؟

      

      خدمتی جدید از ایرنسل! اگر با سیمکارت ایرانسل خود در شهر گوادالاخارای مکزیک 134435350 ریال مکالمه خارج از خط بکنید 100 ریال اعتبار هدیه جایزه میگیرید!

      سیمکارت های دوازده قلوی عیدانه تنهای اول هر کدام با 20 ریال اعتبار اولیه تقدیم شما میشوند! مدت استفاده از اعتبار هدیه فقط 10 دقیقه پس از فعال سازی است! هیچ کس همراه نیست....تنهای اول....

خدمتی جدید تر از ایرانسل! هم وطنان عزیزمان در جزیره تاسمانی استرالیا میتوانند با انداختن یک میس کال به شماره 123123 جدید ترین جمله های دکتر شریعتی را دریافت کنند!

تمپتر: خوب با ادامه برنامه در خدمتتون هستیم. من در این مدت بچه رو به پوره تبدیل کردم و سندی رو هم به صندلی بستم تا به هوش بیاد. حالا در آخرین مرحله کرم و روله رو درون فر سینجر قرار میدیم و حرارت رو روی 1200 درجه تنظیم میکنیم.

سندمن: (در حال به هوش اومدن با چشمانی نیمه باز به دوربین نگاه میکند) مگه میخوای آلومینیوم ذوب کنی که میذاری رو 1200 درجه؟

تمپتر: باز این شروع کرد به ایراد گرفتن از سر آشپز! بگیر بشین ببینم دارم چیکار میکنم! فر جدید سینجر حرارت ها رو به ریال زده! یعنی وقتی میذاریم رو 1200 در وافع گذاشتیم رو 120 درجه! تازه با این افت شدیدی که ریال تو بازار داشته الان حرارت حدود 60 درجه س!

پنج دقیقه بعد!

تمپتر: خوب دسر ما آماده س! حالا باید غذا رو تزیین کنیم! من یه سری پوشک دست دوم از شرکت پنبه ریز گرفتم که با محتویاتش میخوام دسر رو تزیین کنم. باور کنید معجزه س. رنگش از کاکائو خیلی غلیظ تره و یه بوی خاصی هم به غذا میده که آدم کیف میکنه. خوب سندمن دهنتو باز کن تا هواپیما بیاد بره توش!

سندمن: نــــــــــــــــــــــــــــــــــه! (در این لحظه تمپتر قاشقو در دهان باز سندمن فرو کرد و همونجا نگه داشت تا همه شو بخوره. پس از این عمل سندمن توسط اورژانس به بیمارستان منتقل شد و قسمت اول همینجا به پایان میرسه! امیدواریم لذت برده باشید و شما رو به خدا میسپاریم!




برچسب ها : شام خارجی , سندمن , تمپتر , سندمن و تمپتر , خشایار , دسر , کرم بروله , کرم ترک پای عش , کرم مای , ببک , جوراب , شرت , بروله , روله , مخلوط کن , ایرانسل , خدمتی جدید از ایرانسل , خدمتی جدید از ایرانسل : جمله های دکتر شریعتی! , جدید ترین جمله های دکتر شریعتی در کافه جوان , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , کافه جوان و سندمن , کافه جوان و تمپتر , شام خارجی در کافه جوان , قلمچی , گاج , همراه اول , همراه اول یا تنهای اول؟؟ , پوشک بچه , پنبه ریز , پوشک بچه دست دوم خریداریم! , سینجر , حرارت , sandman , the sandman , tempter , the tepmter , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :

با سلام خدمت بینندگان عزیز

من خشایارهستم ، کارگردان برنامه شام خارجی.

من تصمیم داشتم یه برنامه آشپزی راه بندازم تا پوز بیژن بیرنگ و شام ایرانی شو بزنم. کافه چی که دوست قدیمی منه بهم پیشنهاد داد با هم همکاری کنیم و منم با آغوش باز از پیشنهادش استقبال کردم. این برنامه یک شوی تلویزیونی آشپزی هست که دو تن از نویسندگان کافه جوان درش شرکت میکنن. در ابتدا قرار بود تمپتر سر آشپز باشه و سندمن دستیارش. حتی یه قسمت هم ضبط کردیم ولی یه حوادثی در حینش به وجود اومد که تصمیم گرفتیم فرمت برنامه رو عوض کنیم و دو آشپز ما با هم رقابت کنن و در نهایت مشخص بشه که آشپزی کدومشون بهتره و در نهایت هم اسپناسر برنامه ، شرکت تولید لباس هاکوپیان یک جایزه ارزنده به برنده میده.

در بخش بعدی قسمت اول برنامه رو براتون پخش میکنیم که در طی اون سندمن که دستیار تمپتر بود با چشیدن غذا مسموم شد و بیشتر از یک ماه از کافه جوان دور بود. از چند روز دیگه هم فیلم برداری سری جدید رو شروع میکنیم که به صورت رقابتی هست. امیدوارم این برنامه مورد استقبال شما بینندگان قرار بگیره و با نظرات و انتقادات خوب تون به ما کمک کنید تا سطح برنامه رو بالا ببریم.

تا درودی دیگر بدرود




برچسب ها : شام ایرانی , شام خارجی , بفرمایید شام ایرانی , بفرمایید شام خارجی , کافه جوان , خشایار , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن , تمپتر , هاکوپیان , آشپزی در کافه جوان , آموزش آشپزی , بیژن بیرنگ و کافه جوان , بیژن بیرنگ در کافه جوان , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی :
سلام! 
دوستان مشاهده میکنید که در راستای تغییرات همایونی وبلاگ من عکسمو عوض کردم و یه لوگوی خوشجیل و موشجیل برا خودم ردیف کردم که کسی هم شک نکنه! امید است باقی نویسندگان هم عکس های خود را عوض کنند که حال و هوای وبلاگ عوض شه و یه رنگ و روی دیگه پیدا کنه. اومدم یه وعده سر خرمن بهتون بدم و اونم اینه که پروفایل ها تقریبا تکمیله و به زودی روی آنتن قرار میگیره!

فعلا از من نکنید خدافظی!



برچسب ها : سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان و سندمن , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , لوگو , لوگوی سندمن , پروفایل نویسندگان کافه جوان , sandman , the sandman , cafejavan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

با سلام و عرض تسلیت خدمت همه مسلمانان عزیز در جای جای سیاره گرامی مون!

چند روزیه که خبر مسلمان شدن لیونل مسی در جهان پیچیده. البته چیز رسمی ای اعلام نشده و فقط مسی در یه اظهار نظر جالب گفته:  »اسلام دین صلح و عشق است و مسلمان بودن خیلی خوب است چرا که یک نوع هماهنگی بین اسلام و طبیعت انسان وجود دارد و هر فردی آزاد است دین خود را انتخاب کند «

من از این خبر شوک زده شدم! البته داخل پرانتز بگم که این خبر 99 درصد درسته و هنوز یه درصد احتمال داره که ساختگی باشه. به هر حال می بینیم که (یدخلون فی دین ا... افواجا) که کسی هم شک نکنه! با این که از مسی خوشم نمیاد ولی خیلی خوشحال شدم. میدونید پیوستن کسی مثل مسی که در سراسر دنیا طرفدار داره به دین اسلام چقدر برای این دین تبلیغه؟ مردم به خاطر مسی هم که شده یه سری به اسلام میزنن. به عبارتی مسی شود سبب خیر گر خدا خواهد!

ما در خلال ترم 2 دانشگاه درس اخلاق داشتیم که من به شخصه خیلی چیزا ازش یاد گرفتم. تو یکی از فصل ها میگفت که ما باید به همکیشان خود احترام بذاریم و بهشون کمک کنیم و اذیت شون نکنیم! (البته فک کنم یه بچه کلاس سومی هم اینو بدونه! به هر حال من اینجا یاد گرفتم!!) اون عرض تسلیت که اون بالا نوشتم کاربردش اینجاس که حالا که مسی مسلمون شده ما نمیتونیم مثه قبل نسبت بهش توهین های این چنانی و آن چنانی بکنیم. در واقع مجبوریم بهش احترام بذاریم و باهاش مثل بازیکنای لیگ خودمون برخورد کنیم. به طور مثال:

1- وقتی گل خراب میکنه و دروازه خالی رو میزنه بیرون باهاش مثه آرش برهانی برخورد میکنیم.

2- تو شهر های مختلف بدترین توهین ها بهش میشه.

3- تو استادیوم خودی وقتی حوصله مون سر رفت بهش میگیم بی غیرت.

4- وقتی به تیم رقیب می پیونده خواهر و مادرشو همچین قشنگ مورد عنایت قرار میدیم.

5- بعد از گلزنی به تیم سابق صندلی های ورزشگاهو میشکنیم و میریزیم رو سرش.

6- مربیش تو تمرین های تیم به یه بازیکن دستور میده بزنه مصدومش کنه تا دیگه شاخ نشه.

7- چک هاش برگشت میخوره.

8- وقتی هم 35 سالش شد هم تیمی هاش تو چشماش نگاه میکنن و بهش پاس نمیدن.

9- وقتی به جرگه مربیان پیوست و دو تا برد با یه تیم بدست آورد میذاریمش سر مربی تیم ملی و با اولین باخت بر کنارش میکنیم و سرمایه سوزی رو تو چشم دنیا فرو میکنیم

10- سر مربی پرسپولیس میشه و علـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دایــــــــــــــــــــــــــــــــی!

11- از فوتبال زده میشه و خونه نشین میشه و کم کم در دام اعتیاد میفته و برنامه 90 نشونش میده در حال مسافر کشی با پیکان جوانان!

12- سر انجام می میره و در ورزشگاه مردگان ( شهید شیرودی یا همون امجدیه سابق) با حضور 200 نفر تشییع جنازه میشه و خلاص!

 

بله بچه ها! اینه رفتار ما با یه بازیکن مسلمان تو لیگ خودمون! اسلام بهترین دینه اما ما مسلمونا خیلی جاها کار خرابی کردیم و آبروی خودمون و دین مونو بردیم. مسی جان به اسلام خوش اومدی ولی شرمنده ت شدیم! تو سعی کن مثه ما خرابش نکنی...

 

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن و کافه جوان , سندمن , لیونل مسی مسلمان شد , آیا لیونل مسی مسلمان شد؟ , چرا مسی مسلمان شد؟ , مسی مسلمان است؟ , طرفداران مسی به اسلام گرایش پیدا کردند , مسی پدر شد , مسی مادر شد , مسی پدر بزرگ شد , مسی مادر بزرگ شد , طرفداران بارسلونا مسلمان شدند , آرش برهانی , لیگ ایران , نیک بخت واحدی , صندلی های ورزشگاه , برنامه 90 , عادل فردوسی پور , فردوسی پور و سندمن , سندمن و فردوسی پور , علی دایی , پرسپولیس , چک , امجدیه , cafe javan , cafejavan , sandman , the sandman ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,
سلام!

در راستای فرمایشاتم در جهت تغییراتی در وبلاگ باید بگم : 

1- بخش پربازدید ترین ها به درخواست دوستان حذف شد چون صورت خوشی به وبلاگ نمی داد و مطالب چندان دل نشینی درونش قرار نداشت!

2- لینک باکسی که در انتهای وبلاگ قرار داشت نیز به همان دلیل بالا حذف گردید.

3- قرار است قالب اندکی تغییر کند فلذا با قرار دادن یک نظر سنجی از شما دوستان کمک خواستم تا ببینم چه حالتی مورد پسند شماست و نیز شما هم سهمی در تغییرات و بهبود وبلاگ خودتان داشته باشید.

4- از این پس نظر سنجی عضو جدایی ناپذیر کافه جوان خواهد بود و هر سری از شما دوستان درباره موضوعات مختلف نظرسنجی به عمل خواهد آمد. امید است آن دسته از دوستانی که در نظر دادن کم لطفی میکنند حداقل نظر سنجی رو جدی بگیرند و درش شرکت کنند.

5- قرار است برای تمپتر عزیز یک آشپزخانه در کافه تاسیس شود و خود من نیز در امر خطیر آشپزی به ایشان خواهم پیوست.

6- به شما قبلا گفته بودم قرار است مطالبی با موضوعات فراماسونری ، شیطان پرستی ، شیطان شناسی ، دجال ، آخر الزمان ، عرفان های نوین ، یهود شناسی و... در کافه جوان منتشر شود که متولی آن نیز خود من هستم. تا این لحظه که در خدمت شما هستم در حال جمع آوری منابع و به روز رسانی اطلاعات بودم و حالا مژده میدهم که از اول ماه مبارک رمضان این مطالب به ثبت میرسند و امید است که مورد توجه شما قرار گیرند. هر عزیزی که اطلاعاتی از قبیل : نوشته ، عکس ، مستند و... داشت و علاقه داشت مطالبش رو با ما و خوانندگان سهیم بشود با ایمیل من تماس بگیرد. هر عزیزی هم سوالی در این زمینه داشت میتونه در نظرات مطرح کنه و جوابشو بگیره. اگر خود ما از عهده جواب بر نیاییم درباره ی سوال تحقیقات لازم به عمل خواهد آید.

7- پروفایل نویسندگان وبلاگ به زودی فعال خواهد شد و شما عزیزان بهتر نویسنده های محبوب خود را خواهید شناخت.

بخشی از خبر ها رو به اطلاعتون رسوندم تا اون دوستانی که میگفتند ما همش وعده تغییر میدیم شرمنده بشن و از ما عذر خواهی کنن.

اون دوستانی هم که میان به وبلاگ ما و نظر میدن دستشون رو به گرمی می فشارم و ازشون عذر خواهی میکنم که به علت مشغله زیاد وقت ندارم که به وبلاگ های زیباشون سر بزنم. در اولین فرصتی که نصیبم بشه حتما بهشون سر خواهم زد و محبت هاشون رو جبران خواهم کرد.

از من نکن خدافظی!



برچسب ها : کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان پربازدید ترین وبلاگ فارسی زبان شناخته شد , نظر سنجی , نظر سنجی کافه جوان , تمپتر , سندمن و تمپتر , تمپتر و سندمن , آشپزخانه تمپتر , آشپز خانه کافه جوان , فراماسونری , شیطان پرستی , شیطان شناسی , دجال , آخر الزمان , عرفان های نوین , یهود شناسی , ماه مبارک رمضان , اس ام اس های ماه رمضان , پروفایل , پروفایل نویسندگان کافه جوان , پروفایل سندمن , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,

سلام بر تمام دوستان عزیزم در سراسر دنیای مجازی و حقیقی!

من حدود خیلی وقت می شد که وبلاگ نیومده بودم. دلایل خودمو داشتم که اینجا جای توضیح دادن شون نیست.میخوام عذر خواهی کنم برای مدت طولانی غیبتم و تشکر کنم از همه دوستانی که تو این مدت به من کمک کردن و  اون دوستانی که خیلی به من اصرار میکردن برگردم و از نبودنم شاکی بودن. حرفاشون بالاخره اثر کرد و من برگشتم به خونه خودم تا در کنار دوستانم تو این وبلاگ بنویسم. (ناگفته نماند که کافه چی هم با قولی که به من داد مبنی بر حقوق و اختیارات بالاتر خیلی در بازگشت سریعم تاثیر گذار بود!) از اونجایی که اختیارات بیشتری گرفتم براتون در آینده بسیار نزدیک خبر های بسیار جالب و سورپرایز های زیادی دارم که الان حرفی ازشون نمیزنم تا وقتش! سوژه های جالبی هم در این مدت پیدا کردم که براتون بنویسم و وبلاگ مون در آینده خیلی پربار تر از قبل بشه که کسی هم شک نکنه!

تو این مدت که من نبودم شاهد یه سری فعل و انفعالات بودیم : منصور زود تر از من برگشت و داستان کسل کننده ش رو ادامه داد. به امید روزی که تموم شه و من هنر داستان نویسی رو بهتون نشون بدم. استاد هم با هویت مجهولش حسابی ترکونده و پست های جنجالی میذاره که انگار مورد استقبال هم قرار گرفته! تمپتر عزیز هم رو دور افتاده و مسیر خودشو پیدا کرده و پست هاش خیلی قشنگ و تقریبا بی نقصه. هر کمکی از من بخواد با کمال میل انجام میدم. اما یه نکته تاسف آور هم هست که اونم جواب دادن به کامنت های شما دوستانه که مقداری از بار طنزش کم شده که جای نگرانی نیست و خودم این خلا رو پر میکنم تا بعضی از دوستان نگن من حس طنزم رو از دست دادم! 


با این همه خبر های هیجان انگیز باید بگم وقت این پست تموم شده و باید شما رو به خدا بسپاریم!

از من نکن خدافظی!




برچسب ها : سندمن , بازگشت سندمن , سندمن و کافه جوان , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , sandman , the sandman , cafejavan , cafe javan ,
دسته بندی : خارج از کافه ,
تا حالا شنیدید که میگن؛ ما رو هم تو این حال خوشت سهیم کن! قضیه من برعکسه...میخوام شمارو تو این حال خرابم سهیم کنم!
چندوقتیه عجیب خرابم! منظور از خرابی،اون خرابی نیستا...! این خرابیه!(مطمئنا متوجه شدید کدوم خرابی رو میگم!)
من عقیده دارم هر شخصی تو زندگیش چندباری به بن بست میرسه و از زندگی نا امید میشه.
بنده هم یه چندباری تو بازه های زمانی مختلف به دلایل متنوع دچار این حالت شدم! به تازگیا دوباره به بنبست خوردمو بسیار نا امیدم! حتما هم باید دلیلشو بدونید....تابلوعه دیگه! همون درسای کوفتی رو میگم که گریبان بیشتر بچه های وبلاگو گرفته،همونی که هی به ما فشار میاره تا از تفریحات سالممون بزنیم تا درس بخونیم! کلی فشارم بهمون وارد میکنه تا یهو بشینیم شب امتحان،کلی مطلبو تو مغزمون فرو کنیم...! آخرش کچی؟! چون خودش میدونه خوبه؟!
حالم اصلا خوش نیست! عجیب نا امیدم. دیگه حسش نیست. تو این یکی بنبست هرچقدر به خودم فشار اوردم نتونستم از روش بپرم! حس میکنم 6 ما الکی وقتم به بطالت گذشته! اونم به خاطر چی؟! به خاطر اینکه تو این 6 ماه درس نخوندم و گفتم تو فرجه ها جبران میکنم که نکردم!(امان از دست رفیق باب که  نه خودش درس خوند نه گذاشت من بخونم...نوکرتیم داش احمد...فدایی داری به مولانا)
اونقد داغون شدم که هنوز 40 دقیقه از امتحان 120 دقیقه ای نگذشته از سر جلسه پا میشم! اونقدر داغون شدم که شب امتحان میشینم با رفقا تا ساعت 4 صبح حکم بازی میکنم!اونقدری داغونم که داغونیم،میزنه این پستمو داغون میکنه و تا چند ساعت داغونی این داغونی رو پوستم ذوق ذوق میکنه!
------------------------------------
بهش میگم میفتم...میگه سرشو بگیر نیفتی! یه نگاه عاقل اندر سفیه بهش میندازم و اونم با چشاش سر تسبیحی رو که با هم خریده بودیمو نشونم میده!
------------------------------------
میگم خستم...اومده پشتم وایستاده داره شونه هامو مثلا میماله و هی زیر لب میگه خسته نباشی!
-----------------------------------
میگم دیوونه اون چشا......ااا چی میگم؟! ببخشید وب رو وب شده! من اینو نگفتم!
------------------------------------
سلامتی رفیقی که با اینکه امتحان استاتیک داره میشینه پا به پای رفیقش و درد دلاشو گوش میکنه!
-----------------------------------
سلامتی اونایی که هر روز به وبلاگمون سر میزنن،اما شاید هنوز اونقدر ارزش پیدا نکردیم که یه نظر بذارن کف دستمون!
---------------------------------
سلامتی پدرم،که برد منو نوک قله، هول داد که بپرم،قول داد که پسرم،شک نکن یذرم، یه روزی میاد میگی من از همه اینا بهترم........ .
----------------------------------
میگن هیچوقت واسه برگشت دیر نیست....پس از الان که ساعت 1:30 شبه شروع میکنم به راه افتادن که برگردم!( رسیدم تک میندازم نگرانم نباشی!)



برچسب ها : خراب , دیوونه , استاتیک , منصور کبیر , نگاه عاقل اندر سفیه , سلامتی رفقا , منصور کبیر و احمد , کافه جوان , حال خراب , امتحانات دانشگاه ها , وبلاگ کافه جوان , دست نوشته های منصور کبیر , بهترین وبلاگ سال , دست نوشته های طنز , طنز اونجوری , cafejavan , mansour kabir , منصور , کبیر , کافه ای ها , سرشو بگیر نیفتی! ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه طنز ,

چطورین بروبچ؟میدونم نگران حال منید!منم خوبم. الان که مدرسه و دانشگاه تموم شده (خدارو صدهزار مرتبه شکر)کسی حال نداره صبح زود از خواب ناز بیدار شه واسه ورزش.بعد میدونید چه فاجعه ای رخ میده؟همش میخورید میخوابید بعدشم چاق میشید.حالا بیا و درستش کن!واسه همین امروز میخوام یک نوع ورزش مدرن رو بهتون یاد بدم که هروقت حال داشته باشین میتونید خودتون تنهایی یا با مامان بابا و دوستان انجامش بدین.(البته من پیشنهاد میدم که هروقت مامان بابا خوابن یا در دسترس نیستن انجامش بدین چون این ورزش مدرنه و ممکنه هنوز تو خانواده شما جا نیفتاده باشه بنابراین شماباید سعی کنید این ورزش رو ترویج بدین.) خب شروع میکنیم:اول به یه لباس احتیاج داریم...اون چیه دستته ها؟بذار تو کمد اون لباسو!آبرومونو بردی!خیرسرمون داریم ورزش مدرن آموزش میدیم.خانم ها باید یه لباس نیم تنه بپوشن با شلوارک. آقایون هم لطف کنن یه رکابی با شلوارک خالخالی تنشون کنن!خب...حالا من چشامو میبندم همتون لباس بپوشید...تموم شد؟سریع دیگه...چقد لفتش میدین!الان همتون یه دستمال که پولک بهش آویزونه(از اونایی که اگه به هم بخورن صدا میده)ببندین به کمرتون!ای جــــــــــــــــــــــان...چقدر خوشکل شدی!!...اشک شوقه...مطمئنا اگه مامانت تو رو تو این لباس ببینه با دمپایی نوازشت میکنه!آقا پسرا زیر چشمی به دختر خانما نگاه نکنن!من اینجا حواسم هستا!بگذریم...از اونجایی که این ورزش کاملا مدرنه باید با موزیک همرا باشه... تو خجالت نمیکشی؟!واسه من مثبت بازی در میاری آهنگ استاد شجریان رو پخش میکنی؟!در آر اون سی دی رو!یه آهنگ خشکل از نانسی انتخاب کن روش بذار!...آفرین.همتون باید با هم هماهنگ باشین.1-2-3شروع!!همه دستا بالا... حرکت دست باید قشنگ باشه...آفرین خوبه!شونه ها همه با هم جلو،عقب! جلو،عقب!توی ورزش مدرن باید انعطاف کافی رو داشته باشین.حالا همه باهم چرخش کمر.خوبه...همینطور ادامه بدین.خانم ها با موهاشون هم کار کنن!به قول خردادیان که میگه:من همیشه هرجا میرم میگم:خانم ها دوتا ارجعیت نسبت به آقایون دارن.یکی موهاشون یکی هم دامنشون!(درسته که ما اینجا از سخن خردادیان استفاده کردیم ولی یه وقت فک نکنید ما داریم رقص آموزش میدیما!!!این یک نوع ورزش مدرنه)حالا یه دست با پای مخالف رو باید بیارید جلو... آفرین هی دستا رو عوض کنید.خوبه!هی یارو؟...آره با توام...چرا عین بز زل زدی به من؟! من اینجا علف نیستما!!! انجام بده...خب،خب،خب...واسه امروز کافیه. با اینکه جلسه اول بود ولی همتون خیلی خوب کارکردین.به افتخارخودتون و رقاصان آینده...ای وایی ببخشید منظورم همون ورزشکاران آینده بود!! من لازمه چندتا نکته رو متذکر شم:یکی اینکه موقع ورزش حتما لبخند بزنید.دوم اینکه اصلا به زمین نگاه نکنید.با لبخند به کسی که داره تماشاتون میکنه نگاه کنید!مثلا دوست دختری،دوست پسری(وایــــــــــــــــــی....بازم سوتی دادم!منظورم مامان بزرگ بابا بزرگ بود)این شعار منه:مدرن بمون،مدرن برقص!هی وای من...منظورم همون ورزش بود!من دیگه دارم قاطی میکنم.قبل از خدافظی اینو بگم که جلسه بعد میخوام مدل دیگه ی ورزش مدرن رو بهتون یاد بدم به نام هیپ هاپ! درسته که اسمش مثل یک نوع مدل رقصه ولی ورزشه ها!!!خانم ها آقایون تمرین فراموش نشه...خسته نباشین.روز خوش




برچسب ها : ورزش مدرن , آموزش ورزش مدرن , ورزش , طنز در ورزش , جدیدترین مطالب طنز , به روز ترین مطالب طنز , به روزترین مطلب طنز , کافه جوان , سایت کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , کافه طنز , کافه جالب انگیز , جدیدترین مطلب طنز , طنز خردادیان , طنز رقص , طنز در رقص ,
دسته بندی : کافه جالب انگیز , کافه طنز ,

سلام به تمام ورزش دوستان عزیز به خصوص استقلالی ها!

این پست رو به مناسبت تولد کاپیتان همیشگی استقلال یعنی فرهاد مجیدی گذاشتم تا هم بهش تبریک بگم و هم ازش تشکر کنم.

فرهاد مجیدی  که به شاه ماهی فوتبال ایران معروف شده یکی از بهترین و باهوش ترین مهاجم های هدف فوتبال ایران و اسطوره باشگاه استقلال ، بهترین بازیکن دو دهه اخیر استقلال بوده و تنها بازیکنیه که ارزش داره برای دیدن بازیش بری استادیوم چون میدونی تیمت یه فرمانده واقعی داره که با تمام و جود و غیرتش بازی میکنه و هیچ چیزی به جز برد تیم محبوبش راضیش نمیکنه. فرهاد هم مثل من به شماره هفت علاقه خاص و عجیبی داره. البته برعکس من که اسطوره شماره 7 ام اریک کانتونا ست ، اسطوره ی فرهاد مجید نامجو مطلق بود که یه جورایی الهام بخش فرهاد برای فوتبالیست شدن بود. همیشه وقتی با داداشش فرزاد تو خونه فوتبال بازی میکردن ، فرهاد تو گزارش بازی خودشو نامجو مطلق صدا میزد و عاشق این بود که بتونه روزی مثل نامجو مطلق فوتبالیستی توانا و محبوب بشه. انصافا تو این راه موفق بود و به چیزی فراتر از هدفش رسید. فرهاد خیلی زود اوج گرفت و به تیم راپید وین اتریش پیوست و از اونجا هم به الوصل امارات رفت که اونجا به یه ستاره تبدیل شد. از اونجا به العین رفت تا بتونه تو بازی های آسیایی بازی کنه و این گونه شد که با 16 گل زده در آسیا ، آقای گل ایرانی ها در این رقابت هاست.

فرهاد مجیدی اما در بازگشتش به ایران در فصل هشتم لیگ برتر با امیر قلعه نویی برخورد کرد که چندان بهش توجهی نمیکرد و به علت سن بالایی که داشت بازیش نمی داد. استقلال در اون فصل طوری قهرمان شد که فرهاد مجیدی بیشتر طول فصل رو پشت دروازه ها گرم میکرد. البته کاپیتان به خاطر عشقی که به پیراهن آبی داشت نه حرفی علیه باشگاه و مربی میزد و نه اعتراضی میکرد که تیم به حاشیه بره. فقط صبر کرد تا مربی عوض شه و اون بتونه توانایی هاشو به رخ بقیه بکشه. فصل بعدش با روی کار آمدن صمد مرفاوی فرهاد انگار جان تازه ای گرفت و به یکی از موثر ترین بازیکن های استقلال تبدیل شد. از اونجا که روی سکو ها هم محبوبیت خاصی داشت هیچ وقت تماشگاران علیه بازیکنان شعار نمیدادند. و حتی در بازی مقابل راه آهن پست فرهاد در اومدن و حال مرفاوی رو گرفتن! اما میرسیم به دوران طلایی فرهاد در 34 سالگی!

پرویز مظلومی روی کار آمد ولی کلی از بازیکنای استقلال به تیم های دیگه کوچ کردن. خسرو حیدری ، فابیو جان واریو ، هاشم بیک زاده ، مهدی سید صالحی ، سیاوش اکبرپور و.... ولی فرهاد یه تنه کاری کرد که کمبود هیچ کدوم از اینا احساس نشه. کمتر بازی ای پیش میومد که فرهاد گل نزنه یا پاس گل نده. اوج کارش هم بر میگرده به گل زدن در دربی های رفت و برگشت که حسابی دل هواداران پرسپولیسو خون کرد. شعار شیث بدو فرهاد بدو خود گویای همه چیز است!

در لیگ یازدهم فرهاد مجیدی در 35 سالگی موثر تر از همیشه بازی میکرد. استقلال به تیمی کهکشانی بدل شده بود نصف تیم ملی پوش بودن ولی همه بار تیم رو دوش فرهاد بود و استقلال بیش از همیشه مجیدی محور شده بود. دربی جام حذف رو استقلال با حساب 3-0 برنده شد تا آخرین بازی فرهاد برای استقلال باشکوه تر از همیشه بشه. ناگهان در امارات چشم های تیام شروع به چشمک زدن کردن تا فرهاد دلش برای دخترش تنگ شه و نتونه تو ایران بازی کنه چون به جای توپ سر دخترش جلوی چشمش می اومد. بنابراین فرهاد راهی قطر شد تا توی تیم الغرافه بازی کنه! یعنی واقعا دلیل جدایی او از استقلال چشم های تیام بود؟ یا مسائل مالی؟یا چیز دیگه ای کاپیتان رو از ما گرفت؟ به قول حنیف عمران زاده آقا فرهاد انقد پول داره که به خاطر پول از استقلال نره. راست هم میگه. فرهاد خان توی ابوظبی دو تا پاساژ به نام خودش داره و دو تا ویلا و چندین ماشین مدل بالا. پس انگیزه ش مالی نبوده. شنیده ها حاکی از اینه که کاپیتان با یکی از اعضای هیئت مدیره باشگاه مشکل پیدا کرده و نتونسته تحمل کنه.

همه میدونن اگه فرهاد تو استقلال مونده بود 100% این تیم قهرمان لیگ میشد و تو آسیا نتایج خیلی بهتری میگرفت. در واقع سپاهان و تراکتور سازی به خاطر نبود فرهاد انقدر شاخ شدن وگرنه هیچی نیستن. حالا امیر قلعه نویی به استقلال اومده و پرویز رفته. همه منتظرند امیر خان یه بار دیگه بتونه استقلال رو قهرمان کنه. امیدوارم مشکلات گذشته ی امیر خان و داداش فرهاد حل شده باشه و ما فصل دیگه کاپیتان رو با خودمون داشته باشیم وگرنه خدا شاهده قهرمانی استقلال بدون فرهاد برای من پشیزی هم ارزش نداره چون میدونم بازیکنا از هر گونه غیرت خالی ان و اصلا ارزش نداره بازیاشونو نگاه هم بکنیم. ما بازیکنی رو دوست داریم که در 35 سالگی یعنی سنی که عموم بازیکنان فوتبال مراحل نزول شدید رو طی میکنن و فوتبالشون تموم شده س تازه به اوج میرسه و یه تنه تیمشو جلو می بره.چون زندگیش سالمه و فقط به فوتبالش فکر میکنه و مثل کسایی که اسم نمی برم پی خوش گذرونی و پارتی و قلیون نیست.

امروز تولد یه فوتبالیست واقعی بود که بعد از زنده یاد ناصر حجازی اسمش همیشه تو قلب هوادارای استقلال حک شده. تولدت مبارک داداش فرهاد!

از من نکن خدافظی!خ یییب


این هم لیست همه تیم هایی که فرهاد براشون بازی کرده و گل زده:

باشگاه‌های حرفه‌ای
سال‌هاباشگاه‌هابازی (گل)
۱۹۹۵–۱۹۹۷
۱۹۹۷–۱۹۹۹
۱۹۹۹–۲۰۰۰
۲۰۰۰–۲۰۰۱
۲۰۰۱–۲۰۰۲
۲۰۰۲
۲۰۰۲–۲۰۰۶
۲۰۰۳
۲۰۰۵–۲۰۰۶
۲۰۰۶–۲۰۰۷
۲۰۰۷
۲۰۱۲-۲۰۰۷
۲۰۱۲–
پرچم ایرانبهمن
پرچم ایراناستقلال
پرچم اتریشراپید وین
پرچم ایراناستقلال
پرچم امارات متحده عربیالوصل
پرچم ایراناستقلال
پرچم امارات متحده عربیالوصل
پرچم امارات متحده عربیالعین
پرچم امارات متحده عربیالاهلی امارات
پرچم امارات متحده عربیالنصر امارات
پرچم امارات متحده عربیالاهلی امارات
پرچم ایراناستقلال
پرچم قطرالغرافه
۱۹ (۱۰)
۱۴ (۴)
۱۲ (۶)
۳ (۰)
۸ (۷)
۱۱ (۵)
۶۷ (۳۲)
۰ (۰)
۲۳ (۱۱)
۱۹ (۳)
۵ (۱)
۱۰۷ (۵۲)
۱۰ (۶)
تیم ملی
۱۹۹۶–۲۰۱۱ایران۴۵ (۱۰)




برچسب ها : استقلال , فرهاد مجیدی , فرهاد مجیدی و سندمن , سندمن و فرهاد مجیدی , شاه ماهی فوتبال ایران , اسطوره باشگاه استقلال , اریک کانتونا , اریک کانتونا و سندمن , سندمن و اریک کانتونا , مجید نامجو مطلق , فرزاد مجیدی , فوتبال , راپید وین اتریش , لیگ برتر , امیر قلعه نویی , صمد مرفاوی , پرویز مظلومی , خسرو حیدری , فابیو جان واریو , هاشم بیک زاده , مهدی سید صالحی , سیاوش اکبرپور , شیث بدو فرهاد بدو , الغرافه , حنیف عمران زاده , سپاهان , تراکتور سازی , زنده یاد ناصر حجازی , ناصر حجازی , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , سایت کافه جوان , سندمن , sandman , the sandman , cafe javan , cafejavan ,
دسته بندی : کافه فوتبال ,

سلام خدمت دوستان کافه ای

 همونطور که مستحضر هستید بنده چند وقتیه از دیده ها غایب شده بودم و الان دوسه روزیه که دوباره ظهور کردم و تو این پست دوباره از خودم رونمایی کردم!

تو این یه ماهی که بنده مرخصی استعلاجی گرفته بودم،اتفاقات مهمی افتاد که من به خاطر سکوتم از نوشتنشون معذور بودم!

یه سری ازون اتفاقات مهم پیروزی تیممون در ال کلاسیکو در ورزشگاه نیوکمپ یا جا موندن تیم های اسپانیایی از کورس قهرمانی و قهرمانی چلسی، توهین شاهین نجفی ملعون به امام مظلوممون، ورود نویسنده جدیدمون که کارشو به خوبی شروع کرده(ورودت مبارک بهاره جان!)،خداحافظی های پی در پی ما به صورت موقتو.....

 اینا قطعات کوچکی از اتفاقاتی بود که حول و حوش من افتاد و برای من مهم بودن!

البته اتفاقات مهم دیگه ای هم افتاد که من یا حضور ذهن ندارم یا فضای وبلاگ مناسب این اتفاقات نیست!

------------------------------------------

در مورد داستان نیمه کارم(طاقت بیار) باید اعلام کنم که از امروز شروع به ادامه نوشتنش میکنم،البته انتظار نداشته باشید که این هفته قسمت بعدی رو بگذارم!! از تصاویر و شواهد پیداست که داریم به فصل امتحانتمون نزدیک میشیم و فرجه ها در راهه! بنده هم که طول ترم اصلا درس نخوندم،امیدوارم که تو این فرجه ها بتونم خودمو از مشروطی نجات بدم!!(این نجات به معنی نجات خود از ضربات دلنشین کمربند پدر میباشد!!) پس شاید تاریخ انتشار قسمت بعدی به ماه بعد نیز بکشه! ولیکن سعی میکنم حداقل تو این دوره یه دوسه نخ بنویسم تا شمام اینقد تو خماری نمونید!!

 

پس تا برنامه های بعدی شمارو به خداوند منان میسپارم!!

خدافظی!

 




برچسب ها : من پا برجام......! , منصور کبیر , بازگشت مجدد منصور کبیر , کافه جوان , وبلاگ کافه جوان , کمربند پدر , امتحانات ترم ,
دسته بندی :
آخرین مطالب
» خدمتم آرزوست!! ( چهارشنبه 10 آبان 1396 )
» خسته ایم شدید ( شنبه 11 شهریور 1396 )
» دیوانگی ( یکشنبه 22 اسفند 1395 )
» روال همین بوده...همینم می مونه ( یکشنبه 1 اسفند 1395 )
» دنیا خیلی کثیفه. گوهه گوه. ( شنبه 16 بهمن 1395 )
» میپاچه خونم رو عکسات! ( دوشنبه 11 بهمن 1395 )
» سخت نویسی ( یکشنبه 10 بهمن 1395 )
» هوز کٍیر؟ جاست رایت دِن شات د فاک آپ ( یکشنبه 3 بهمن 1395 )
» لذت یا زجر؟ ( شنبه 2 بهمن 1395 )
» کامو جان دوستت دارم ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» برگشتم ولی چه برگشتنی ( دوشنبه 27 دی 1395 )
» من باد میشم میرم تو موهات ( دوشنبه 4 مرداد 1395 )
» دُرافشانی ( دوشنبه 21 تیر 1395 )
» طوری که من فکر میکنم ( جمعه 11 تیر 1395 )
» تنهایی یک روح بزرگ ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» خاطره نویسی ( یکشنبه 6 تیر 1395 )
» دلم می خواهد ( شنبه 29 خرداد 1395 )
» همه مقصریم ( دوشنبه 24 خرداد 1395 )
» نانوشته ها ( پنجشنبه 13 خرداد 1395 )
» تاریکی سینما ( سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 )
» انتخاب بین بد و بدتر ( جمعه 3 اردیبهشت 1395 )
» پاییز فصل آخر سال است ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» سیگار تنهایی ( چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395 )
» 50 سال دیگر ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ژن های تشدید شده ( دوشنبه 30 فروردین 1395 )
» ایستاده در غبار در شهر زیبا ( شنبه 28 فروردین 1395 )
» پروازم قفسی نچشد! ( پنجشنبه 26 فروردین 1395 )
» علمی تخیلی ( چهارشنبه 25 فروردین 1395 )
» حرف ها ( دوشنبه 23 فروردین 1395 )
» خانه من ( پنجشنبه 19 فروردین 1395 )
صفحات سایت: [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ] (تعداد کل صفحات:11)
پشتیبانی آنلاین
  • چت با نویسندگان کافه

آمار بازید
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
مترجم سایت